خودتان بگویید کدامیک از تصاویر شکوه و یا سرشکستگی اند؟؟


"بر فرض که صدای ما را خفه کنند. در تاریخ و در پرونده باقی خواهد ماند و فردای روشن ممکن است مورد استفاده نسل های آینده و همین نسل قرار گیرد. هرگز زیر بار این نمی روم که طلب عفو و بخشش کنم" ۱۹ آبان ۱۳۳۳
بزرگمرد را روی برانکارد می آورند. تب ۴۰ درجه و زخمها امانش را بریده است. در پی دادگاه غیر علنی او را به اعدام محکوم کرده اند. تنها عضو جبهه ملی که باید کشته شود. پسر سیف العلما باید در ۳۷ سالگی بمیرد تا مرگ سرخ را معنا کند. تا چراغ راه شود. شاید آن لحظه که وارد" بازی مرگ" شد تمام این صحنه ها را پیش بینی می کرد. آنجا که گلوله ی عضو ۱۶ ساله ی فدائیان اسلام او را به خاک غلتاند و یا آن لحظه که شعبان جعفری با کارد به استقبالش آمد و حسین و خواهرش را به ۱۳ ضربه مهمان کرد. مگر می شد مخالفانش سر مقاله های باختر امروز را فراموش کنند؟ مگر می شد طنین فریاد هایش را در بهارستان نشنید؟ مگر می شد تلگراف او به سفیر ایران در بغداد را فراموش کنند ؟
که گفته بود: شاه را دستگیر کنید!! مگر می شد مقاله ی : یا مرگ یا آزادی را از یاد ببرند؟...
تیمسار آزموده (دادستان دادگاه فاطمی و مصدق) گفت: تقاضایی نداری؟ دکتر گفت: می خواهم دکتر مصدق را ببینم. آزموده با خشم و غضب در جواب گفت: باز هم دست از سر او برنمی داری؟ فقط می توانی دکتر شایگان و مهندس رضوی را ببینی. و ادامه داد: تو که می گفتی از مرگ باکی نداری پس بلند شو. دکتر جواب داد مرگ حق است آن هم مرگ بدین پر افتخاری. افسوس که نای حرکت ندارم. دکتر فاطمی انگار که بر بالکن ساختمان بهارستان ایستاده؛ خطاب به افسران و سربازان گفت: "من دیگر در این لحظات در مقام تظاهر نیستم و به مرگ خود یقین دارم. آنچه می گویم از روی حقیقت است. ما از نهضتی به پیشوایی دکتر مصدق حکایت کردیم که هیچ قصد و غرضی جز استقلال و عزت مملکت نداشت. من برای این کشته میشوم که اولین اقدامم در وزارت بستن سفارتخانه و قطع رابطه با انگلستان بود. هیچ مایوس نیستم. از هر قطره خون من هزاران نهال می روید."
من می میرم که نسل جوان ایران از این مرگ درس عبرت گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کرده نگذارد جاسوسان اجنبی بر این کشور حکومت نمایند."
وقتی دکتر شایگان و مهندس رضوی با دیدگان اشکبار وارد محوطه شدند چشم سربازان از اثر سخنرانی دکتر خیس بود. آن دو خود را روی برانکارد دکتر فاطمی انداختند و فقط گریستند. دقایقی بعد صدای آزموده در فضا پیچید: برانکارد لازم نیست. خودش می آید. دکتر فاطمی بلند شد اما افتاد. دو سرباز زیر بازویش را گرفتند و او را به قتلگاه بردند. دکتر فریاد زد: بسم الله الرحمن الرحیم. پاینده باد ایران. زنده باد دکتر محمد مصدق...
صدای رگبار در فضا پیچید...ستاره ای در آسمان نبود.... منبع
------------
"پریسا" (فاطمه واعظی)، خواننده نامدار ایرانی، جمعهشب (30 اکتبر)، در "جشنواره بینالمللی موسیقی عرفانی" در سالن بزرگ مرکز کنسرت شهر اپسالا در سوئد برای ایرانیها و سوئدیهای علاقهمند به آواز سنتی ایران هنرنمایی کرد
این هنرمند معتقد است که "موسیقی ایرانی موسیقی جهانی است چراکه عرفان مستتر در آن، مسئلهای جهانی است."
سایت پریسا ---- -- رسول زاده --
محمد تقی بهار، مارچ 1950
رسول زاده
دو مقاله را بخوانیم :
1- دكتر اسدالله اطهري : ...باید درنظر داشت برخی کارهای صورت گرفته در علوم انسانی در جاهایی خارج از دانشگاه شکل گرفته است. نخبگان غیر دانشگاهی در علوم انسانی توانستهاند در گذشته به تولید اندیشه دست بزنند. نکته دیگر این است که اگر علوم دقیقه قدرتمند باشد میتواند سوالاتی را ایجاد کند که علوم انسانی به آن جواب دهد. البته این سوال مطرح میشود که جوامعی بودهاند که علوم دقیقه پیشرفته و قدرتمند داشتهاند ولی در علوم انسانی ضعیف بودهاند مثل شوروی. اساسا برای فروپاشی نظام شوروی یکی از فرضیات مطرح، ضعف در علوم انسانی است. عوامل ایدئولوژیک و نیازهای ساخت قدرت در حزب کمونیست سبب میشد تا سخت افزار بر نرم افزار اولویت داشته باشد و یک نا هماهنگی در این عرصه بوجود آید... .
2- استاد محمد تقي چاوشي: ... علوم انسانی جزو ضعیفترین رشتههای تحصیلی ماست که همین ضعف به دانشگاهها و حوزههای آکادمیک ما نیز کشیده میشود. وقتی علوم تجربی مبنای محکمی نداشته باشد ساختار علم در جامعه ما با بحران مواجه میشود... .
... آری ؛ روشنفکران، نویسندگان،شاعران، سخنوران،اندیشمندان، دانشمندان، عالمان، روحانیان و روشنگران سکانداران کشتی بشریتند، اگر همگان به خواب روند، اینان بیدارند، نگویید همگان خفته اند! اگر می توانید خفتگان را بیدار کنید تا یاریتان دهند، اگر نمی توانید، سکان کشتی بشریت را در دست گیرید و با فرهنگ سازی و روشنگری این سفینه را به ساحل امن آرامش و جزیره بیداری برسانید.
منبع ... کامل در ادامه مطلب -- رسول زاده --

به گفته آقای لاریجانی: "در بررسی های دقیق انجام شده از بازداشت شدگان در کهریزک و اوین هیچگونه موردی که مبنی بر آزار و تجاوز جنسی باشد مشاهده نشده است."
یاد حرف اقای موسوی افتادم که نوشته بود:
"ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نيروهای موثر در نظام را به توجيه گرانی دروغگو در مقابل مردم تبديل کند و دنيا و آخرت آنان را در معرض لطمه های جبران ناپذير قرار دهد. "
تاریخ همیشه قضاوت خود را خواهد داشت اما موضع فعلی چه توجیهی دارد؟؟؟ رسول زاده
وزیر بهداشت کابینه غیر قانونی: "به خاطر مبارزه با بیماریهاى عفونى و مننژیت در زندانها، ظرف این چند روز، بیش از دو هزار آمپول پنى سیلین بسیار قوى و آمپولهاى ضد مننژیت به زندانهاى تهران فرستاده ایم"
مننژیت عفونت یا التهاب لایه هاى محافظ پوششى مغز و نخاع است که به دو علت بروز مى کند. علت اول، ورود عامل عفونى به فضاى داخل جمجمه و نخاع است و عامل دوم، پارگى لایه هاى مننژ در اثر تورم یا ضربات مغزى است. بنابراین نوع اول مى تواند ناشى از ویروس یا باکترى باشد و نوع دوم در اثر آسیب هاى ناشی از ضربه به مغز و نخاع. معنى اظهارات وزیر بهداشت این است که در زندان اوین بیمارى مننژیت عفونى، اپیدمى شده است و ارسال دو هزار آمپول پنى سیلین و آمپول ضد مننژیت از احتمال ابتلای یکصد تا سیصد زندانى به این بیمارى حکایت دارد. باید اظهارات وزیر بهداشت را با آنچه در خیابانهاى تهران به تصویر کشیده شده، منطبق دانست،.؟؟؟؟؟؟؟
-رسول زاده-
در چند سال اخیر بارها سنگ قبر شاملو توسط افرادی ناشناس شکسته و تخریب شده است. و "نهمین سالگرد درگذشت شاملو با دستگیری فریبرز رئیس دانا، عضو هیات دبیران کانون نویسندگان و تعدادی دیگر بدون برگزاری مراسم گذشت"
فراموش نکنیم که چه تعداد از سهراب ها و شاملو ها چینی نازک تنهایشان و تنهاییشان ترک خورد و خورد شد و می شود.
رسول زاده
دکتر عبدالکریم سروش در سخنرانی در بی بی سی به تبیین تفاوت ذاتی بین "تکلیف اندیشی" و "حقوق اندیشی" پرداختند و اینکه در جامعه امروز _ از نظر فقهی دوره غیبت_ و با توجه به آراء متکثر و کنجکاوانه و عموما جوان و سائل ، میتوان برای خود تکلیف اندیش بود، اما نمی توان آن را برای دیگران هم تکلیف دانست. بلکه رابطه بین ما و دیگران باید بر اساس "حقوق متقابل" و نه "تکلیف یک طرفه" شکل بگیرد. آنهم با این مفهوم که همیشه این دیگرانند که نسبت به من مکلفند! آنهم در برابر اصولی که در مورد آن سوال دارند و سالهاست که برخی آن اصول محل مناقشه است.
مصداق آن هم "ایثار" است. ما می توانیم برای اصول فکری خود ایثار گرانه زندگی و رفتار کنیم . اما نمی توانیم "ایثار کردن" را به دیگران تحمیل کنیم و متوقع باشیم که آنها مکلفند در کنار من و نسبت به آنچه من معتقدم ایثار گر باشند. بر که بر عکس! این نه تنها تکلیف نیست ، بلکه این حق آنان است که نخواهند در مورد آنچه برای من مهم است ایثار کنند.
ایشان ایجاد حکومت دیکتاتوری، فاشیستی ، لیبرالیستی و بسیاری ایست های دیگر را محتمل دانست. اما ایجاد حکومت دینی را به ایجاد حکومت "عشقی" تشبیه نمود. و اینکه اگر بتوانیم تحت لوای یک حکومت عشقی جامعه ای ایجاد کنیم که همگی به راستی "عاشق" باشند، به همان میزان هم در رسیدن به جامعه دینی با قاطبه انسان های مومن موفق خواهیم بود. این یک پارادوکس عظیم است. چه که ایسم های قبلی در واقع بر جان انسان ها حکومت می کنند و به روح و خلوت انان را به خودشان واگذاشته تا در درون خود راحت باشند. اما حکومت دینی مانند همان حکومت مجعول عشقی قصد حکومت بر درون را دارد که آخرالامر چیزی جز تناقض دریافت نخواهد کرد.
ایشان به جامعه دین مدار معتقد است. اما حکومت بر دین و روح افراد را حتی با دین مداری آزادانه و فکورانه در تضاد می بیند. در این راستا به این گفته بزرگی اشاره میکند که:
"برای رسیدن به هر نوع حکومت موفقی ، ابتدا باید به حکومت انسانی برسیم. در حکومت انسانی مهم است که بتوانید آزادانه انتخاب کنید. اما مهم تر است که بتوانید عزل هم بکنید. چون انسان خطاکار است و باید راه تصحیح خطا را باز گذاشت. وگر نه آنچه می ماند چیزی جر فاشیسم نیست."
رسول زاده
: رسول زاده
فیلم "کسی از گربههای ایرانی خبر نداره" ساخته بهمن قبادی،کارگردان ایرانی جایزه ویژه بخش "نوعی نگاه" را در شصت و دومین دوره فستیوال بینالمللی کن برنده شد. این فیلم از راههای "غیررسمی" به جشنواره عرضه شده بود.

این فیلم داستانی مستندگونه دارد و به دردسرهای گروههای فعال در "موسیقی زیرزمینی" در ایران میپردازد. در فیلم دختر و پسر جوانی برای تشکیل یک گروه موسیقی زیرزمینی، اجرای کارهای خود، خروج از کشور به قصد برگزاری کنسرت، به هر دری میزنند اما سرانجام به خاطر موانع فراوان شکست میخورند.
رسول زاده
هادی صباغی ازدوستانی ست که گهگاهی به ما و کتابخانه قائمیه سری می زند.پیش از این با کانون فرهنگی هنری مهرگان همکاری میکرد، هادی از هنرمندان نمایش وتئاتر است و مانند خیلی های دیگر به دلیل وضعیت خاص جغرافیایی و اجتماعی آران و بیدگل و مشکلات گوناگون دیگر به جایگاهی که مستحق آن بوده نرسیده ؛سالهاست او را می شناسم صدای خوبی دارد و قلمی توانا، اگر چه خیلی کم مینو یسد. به مهندس بازرگان علاقه ی خاصی دارد واین روزها از نظریه خیر مطلق سخن میگو ید. نوشته ای که میخوانید نوشته ی هادی ست و مقدمه ایست بر همین نظریه با عنوان :ایرانیان وتمدن ایرانی در دنیای مدرن
محمود فرزین
این مقاله را در قسمت ادامه بخوانید