هفته کتاب و کتابخوانی را گرامی میداریم

نام کتابی که این روز ها می خوانم "داستان زندگی و پژوهشهای استیون هاوکینگ: جستجو برای یافتن نظریه همه چیز " نام دارد.
خانم "کیتی فرگوسن" نویسنده این کتاب را پس ار ساعت ها مصاحبه با هاکینگ و تلاش برای کشف زوایای زندگی و اندیشه های علمی اوُ این کتاب را برای اولین بار در سال ۱۹۹۲ منتشر نموده و در بهمن ماه ۱۳۷۹ توسط رضا خزانه ترجمه شده است.
همانگونه که از نام کتاب نیز مشخص است این کتاب شرحی بر زندگی استیون هاکینگ و نیز نگاهی به سیر نظریات علمی و پژوهشهای ایشان است. نه یک کتاب علمی و نه تنها یک بیوگرافی است. ترجمه کتاب نیز بسیار خوب و روان هست.
-- این کتاب به شماره "ش-د ۵۳۲" در کتابخانه قائمیه موجود است.
به تازگی کتابی را مطالعه کردم با عنوان:حکایت دل،که حاصل گفتگوی لیلی گلستان است با زنده یاد احمد محمود.کتاب برای کسانی که به صورت حرفه ای ادبیّات داستانی را دنبال می کنند و یا حداقل مثل من همۀ کتابهای احمد محمود را خوانده باشند زیبا و جذّاب است،امّا گاهی در ضمن گفتگو گریزی به مسائل سیاسی اجتماعی روز نیز زده می شود که کتاب را برای تمام دوستداران مطالعه،جذّاب می کند.گوشه هایی از این کتاب را می خوانیم:
لیلی گلستان:جای سیاست در رمّان های شما کجاست؟
احمد محمود: ....تاریخ سیاسی اجتماعی این مملکت را که نگاه میکنی،می بینی که سیاست و استبداد به سرنوشت محتوم ما بدل شده است،مثلاً از صد سال پیش که نگاه کنیم ،یک خروار چشم،یک مناره سر،نعل کردن آدم ها،شمع آجین کردن،توپ بستن مجلس،جشن های پرخرجی که دیگران بخوابند تا او بیدار باشد،و صدها نمونۀ دیگر را می شود ارائه کرد که شاخص شرایط حاکم بر جامعۀ ما بوده است.کسی گفته:«اینجا سرزمین زندان رفته هاست» ،که حرفی درست است.اینجا کشور مادرانی ست که بچّه هایشان را در زندان بزرگ می کنند،کشور سوختن اجساد و مفقودالاثر شدن آدم ها و مدفن شان است،کشور زندانبان و زندانیان است.وقتی به این صد سال نگاه کنید، همه این چنین بوده است،حالا پیش از آن را کار نداریم که همۀ این ها نشانۀ استبداد و ندانم کاری هاست که مربوط به حاکمیّت ها و خود مردم می شود.در ایران کمتر خانواده ای را می شود یافت که زخمی از سیاست نخورده باشد،ببینید: مهاجرت ها،تبعیدها،دربدری ها،همۀ اینها نشانۀ نوعی سیاست حاکم بر جامعۀ ماست و به تعبیری،نویسنده اگر کارش تعریف انسان نباشد،پس چه چیز دیگر است؟ و اگر انسان امروز مملکتمان راجدا از سیاست تعریف کنیم،آیا حق مطلب را ادا کرده ایم؟.....
نقدی بر این کتاب از محسن آزرم در: شهروند امروز
«ابوالفضل مقری»
کتاب مباحثی در تئوری و مدیریت مالی اثر دکتر غلامرضا اسلامی بیدگلی، وارد بازار کتاب شد.
کتاب "مباحثی در تئوری و مدیریت مالی" در 9 فصل تدوین شده است. در فصل اول کلیات مدیریت مالی آورده شده است. در فصل دو راجع به یکی از مهمترین موضوعات مالی، یعنی بازدهی، صحبت شده است. سپس هزینه تامین منابع مالی (یا همان هزینه سرمایه) بحث شده و در فصل چهارم به روی دیگر سکه بازدهی که همان ریسک است پرداخته شده است. -->وبلاگ نیمکت<--
رسول زاده
۷۷ توسط نشر نی در ۲۳۸ صفحه منتشر کرد اکنون به چاپ
بیست و نهم رسیده است.نویسنده در این کتاب به بررسی
جامعه شناسانۀ حاکمیت و رفتارهای اجتماعی ،عوامل و
موانع برآمدن و فرو افتادن نخبگان اصلاح در جامعۀ ایرانی
می پردازد.اگرچه این کتاب همانگونه که خود نویسنده می گوید؛کتابی ژرف و فرهنگستانی به معنای دانشگاهی نیست.خواندن این کتاب را به همۀ شما توصیه می کنم.چند نقد مختلف در مورد این کتاب را بخوانید:
علی رضاقلی و ملت نخبهکش(محمد فاضلی_استاد جامعه ناسی و انسان شناسی دانشگاه مازندران):
علی رضاقلی یک دهه پیش پرفروشترین کتاب ظاهرا جامعهشناسی ایران را نوشت. جامعهشناسی نخبهکشی او که تاکنون 27 بار تجدید چاپ شده است، همه اتهاماتی را که میشد به ملتی وارد کرد، در خود داشت. لب کلام رضاقلی این بود که ملت ایران نخبهکش هستند و دائما نخبگان اصلاحطلب خود را سر به نیست میکنند.....
وصيت نامه(بیژن نجدی):
نيمی از سنگ ها، صخره ها، کوهستان را گذاشته ام با دره هايش، پياله های شير به خاطر پسرم نيم دگر کوهستان وقف باران است دريای آبی آرام را با فانوس روشن دريايی می بخشم به همسرم شب های دريا را بی آرام، بی آبی با دلشوره فانوس دريايی به دوستان دور دوران سربازی که حالا پير شده اند رودخانه که می گذرد زير پل مال تو دختر پوست کشيده من بر استخوان بلور که آب پيراهنت شود تمام تابستان هر مزرعه و درخت کشتزار وعلف را به کوير بدهيد، شش دانگ به دانه های شن زير آفتاب از صدای سه تار من سبز سبز پاره های موسقيی که ريخته ام در شيشه های گلاب و گذاشته ام روی رف يک سهم به مثنوی مولانا دو سهم به نی بدهيد و می بخشم به پرندگان رنگ ها، کاشی ها، گنبد ها را به يوز پلنگانی که با من دويده اند غار و قنديل های آهک و تنهايی و بوی باغچه را به فصل هايی که می آيند بعد از من
اطاق آبی کتابی ست نوشتۀ سهراب سپهری؛که نخستین بار در سال ۱۳۶۹ یعنی ده سال بعد از مرگ سهراب توسط انتشارات سروش منتشر شد.این کتاب شامل سه بخش است با نامهای :اطاق آبی،معلم نقّاشی ما، گفتگو با استاد. در بخش« معلم نقاشی ما» ،سهراب با قلمی زیبا به بیان کاستی های نظام آموزش و پرورش دوران خود می پردازد بسیاری از این مسائل و مشکلاتی که سهراب بدان اشاره کرده هنوز هم حل نشده است.بخشهایی از این کتاب را بخوانید:
سال اوّل دبستان بود.کلاس بزرگ بود:یک اطاق پنجدری . و روشن بود.آفتاب آمده بود تو.بیرون پاییز بود. دست ما به پاییزنمی رسید.شکوه بیرون کلاس بر ما حرام بود.سرهای ما توی کتاب بود.معلم درس پرسیده بود و گفته بود: دوره کنید.نمی شد سربلند کرد.تماشای آفتاب تخلّف بود.دیدن کاج حیاط جریمه داشت:ازنمرۀ گرفته دو نمره کم می شد.ما دور تا دور اطاق روی نیمکتها نشسته بودیم.میان اطاق خالی بود.و چه پهنه ای برای چوب و فلک.تختۀ سیاه........ (متن کامل در ادامه مطلب)
این هدف هر نویسندهای است. چرا من رمان مینویسم؟ چون عدالت را میخواهم. عدالت، آزادی وعشق، رویای من است. من سخت، از بیعدالتی و نابرابری آزردهخاطر ستم. در نتیجه، خشمگینم؛ میخواهم چیزی بنویسم و به نوعی مبارزه کنم. پس نوشتن من همان مبارزه با نابرابری و بیعدالتی است.»
متن کامل مصاحبه رادیو زمانه با خانم سعداوی را در ادامه بخوانید --عباس رسول زاده--
حدود سی چهل سال قبل؛عصر که می شد محل کارخانه برق(کانون شهید بنی طبا ی فعلی) مکان مناسبی بود جهت تفریح جوانان و نوجوانان زیادی که جایی را برای تفریح پیدا نمیکردند؛درختان سرسبزی که سر به آسمان می ساییدند و استخر آب کنار آن همه را به سوی خود می کشید؛ گروهی کنار استخر نشسته و رچ بازی میکردند و بعضی هم زیر درختها برای هم جوک تعریف میکردند و سربه سر هم می گذاشتند؛گروهی نیز در استخر کوچک مشغول شنا بودند؛ سر و صدای بچه هایی که از کارخانه برق به گوش می رسید بیش از سر و صدای گنجشک هایی بود که صبح های زود ؛همسایه ها ساکن اطراف کارخانه برق را بیدار میکردند.من کل دوران کودکی و بیش از نیمی از نوجوانی ام را را حول وحوش این مکان سپری کرده و شاهد بازیگوشی های بروبچه هابوده ام؛ اما جالب اینکه ........
(متن کامل در ادامه مطلب)
اخلاق خدایان نوشتهء عبدالکریم سروش شامل هشت مقاله و پرسشهایی ست که در مجله کیان پیش از این چاپ شده است.این کتاب 205 صفحه ای را انتشارات طرح نو منتشر کرده است.این گفتارها را مفاهیم عدل و ایمان و آزادی بهم پیوند مـــــی دهد.اخلاق خدایان ؛معیشت وفضیلت؛آزادی چون روش؛اصناف دین ورزی از جمله این مقالات است .شما می توانید این کتاب را از اینجا به صورت فایل pdf دانلود کنید.(حجم 1.2 مگا بایت).
بخشی از این کتاب از بخش پرسش وپاسخ :
سکولاریته را معمولا چنین تعریف می کنند:جدایی دین از سیاست. نمی گویم این تعریف غلط است اما تعریف محدودی ست. یعنی همه سرزمین لائیسیته را فرا نمی گیرد .رفتن به عمق سکولاریته و تعریف دقیق آن انصافا کار مشکلی است .به قدری منابع مربوط به این مسئله وسیع است که انسان سر گیجه می گیرد .من هم به هیچ وجه مدعی نیستم که برآنها احاطه دارم . به هر حال سکولاریته دقیقا در مقابل دین حداکثری ؛یا خدای حداکثری آمد . اشاعره ی ما هم دین حداکثری داشتند.در اروپا هم این نحوه دیانت پیش آمد.دین حداکثری معنایش این است که همه چیز زیر نفوذ اراده خداوند یا دین است . حتی کسانی مثل دکارت معتقد بودند اگر خدا بخواهد ؛ می تواند دایره ای بیافریند که شعاعهایش با هم مساوی نباشند . او می گفت سر دو دو تا ؛ چهارتا هم باید انشاء الله بگویی ؛ چون ممکن است خدا نخواهد که بشود .سکولاریسم یالائیسیته عبارت است از قائل بودن به مناطقی در عالم که در آن مناطق اراده خداوند نافذ نباشد. این را شما کفر ندانید. (متن کامل در ادامه مطلب)
کتاب را دانلود کنید.
نویسنده: خانم دکتر نوال السعداوی ترجمه: مجید فروتن ، رحیم مرادی
این کتاب اثر مطالعات یک شرقشناس غربی دلسوخته برای عقب ماندگی زن عرب یا مسلمان نیست ، و نه حاصل تلاش های توجیه گرانه یک زن خرد بسته شرقی که بخواهد سنت ها و قید و بندهای تاریخی بسته بر دست وپای زن عرب را قداست آسمانی ببخشد و روحیه تسلیم پذیری را تبلیغ کند.این فریاد زنی است از عمق جامعه عرب ، زنی که به دلیل مطالعات وسیع و هم تخصص و تجربه های حرفه ای خود به تار و پود ساخت اجتماعی اقتصادی و فرهنگی جامعه خویش راه یافته و ریشه های ستم مضاعف بر زن عرب را از دل خاک تاریخ کهن این قوم بیرون کشیده و به تفصیل و جزء به جزء برای خواننده همزبان و هم فرهنگ خویش به نمایش گذاشته است. " ممنوعیت آدمی نسبت به خویشتن به مراتب از ممنوعیت او نسبت به مال زیانبارتر است، چرا که مال رفتنی و زایل شدنی است ولی ممنوعیت نسبت به خویش ، بزرگترین موهبت الهی ، یعنی انسانیت آدمی را به نیستی و نابودی می کشاند..."
در ادامه بیشتر از نویسنده بدانیم..
جمعه اخر خرداد ماه جلسه نقد کتاب "ترس و لرز" نوشته کیر کگور در محل کانون شهید بنی طباء برگذار شد.
شاید یکی از بهترین جلسات نقد کتناب بود که تماما به موضوع اختصاص داشت.
این کتاب را با ترجمه "عبدالکریم رشیدیان" مطالعه نمودم; کتاب بسیار زیباییی است و به همه توصیه میکنم اگر حالی برای مطالعه ای جدی دارند این کتاب را بخوانند. کتاب حول موضوع قربانی کردن ابراهیم(ع) چرخ میزند و موضوعاتی را در این باره مطرح مینماید و خواننده را سخت مشغول خود مینماید.
هر چند که این کتاب با برخی مفاهیم مسیحیت و فلسفی امیخته است جزعی از ذات ان است اما برای لذت بردن از مطالعه ان مانعی به حساب نمی اید. اما برای فهم عمیق تر از ان دانستن برخی از نوشته های دیگر نویسنده و نیز برخی از واژه های مسیحیت و مفاهیم فلسفی لازم به نظر می رسد. با این حال نویسنده در کتاب خود به این نکته اشاره میکند که "این نویسنده فیلسوف نیست بلکه شاعری سخن پرور است. متذوقی است که نه نظم می نویسد و نه وعده نظام می دهد. نه تعهدی به آن را دارد نه خود را وقف آن کرده است" ص32
با این وجود شاید بهترین توصیف را "هیرش" در باره کتاب "ترس و لرز "کرده باشد : "این دشوارترین اثر کیرکگور است که در ان بیش از هر اثر دیگر به هر وسیله ای در سرگردان کردن خواننده کوشیده است"
جلسه بعدی نقد کتاب جمعه اخرتیرماه کانون شهید بنی طباء آران و بیدگل