تبليغاتX
بروبچه های کتابخانه قائمیه
مانگوییم بد و میل به ناحق نکنیم × جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
استاد پرویز مشکاتیان -استاد سنتور ونوازنده سه تار و آهنگساز موسیقی ایرانی

تولد:۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ در نیشابور

مرگ:۳۰ شهریور۱۳۸۸ در تهران

استادحسین علیزاده در گفتگو با بی بی سی :باید امروز را عزای عمومی اعلام کرد...به این زودی ها کسی مانند مشکاتیان نخواهد آمد...

دانلود تصنیف ای مجلسیان،ساخته استاد مشکاتیان

و صدای ایرج بسطامی

 *** عکس هایی از مراسم تشییع پیکر استاد مشکاتیان

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/31ساعت 13:1  توسط محمود فرزين  | 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/29ساعت 7:39  توسط محمود فرزين  | 

نهال سبزی که روز بیست و دوم خرداد کاشته شد در روز سبز قدس شکوفه ای دیگر داد.تهدیدات و تدارکات فراوان برای مقابله با سبزهاراه به جایی نبرد.دیروز نهال سبز آزادی یک روزه به اندازه یک سال قد کشید.
+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/28ساعت 21:21  توسط محمود فرزين  | 

«مراد شرفايي» آخرين چوپ پاي نوازنده هفته گذشته (۱۷ شهریور) در سن 78 سالگي در كرمان درگذشت.


«فواد توحيدي» پژوهشگر موسيقي نواحي با اعلام اين خبر گفت: اين هنرمند كه آخرين نسل چوب پا در ايران بود روز گذشته در سن 78 سالگي به علت ايست قلبي در گذشت.
وي در خصوص «چوپ پا» افزود: چوپ پا فردي است كه چوب‌هاي بلندي را به پا مي‌‌كرده و جلوي كاروان‌هاي عروسي تنبك مي‌زد و آواز مي‌خواند حتي اين هنرمندان گاهي با اين چوب‌ها فرسنگها از روستايي به روستايي راه مي‌رفتند.
اين پژوهشگر موسيقي نواحي كرمان بيان داشت: چوب‌هاي چوب‌پاها حدود 2 متر و نيم ارتفاع دارد كه معمولا خود اين هنرمندان آنها را با پارچه‌هاي رنگي تزئين مي‌كردند و چوب‌ها را با طناب‌هاي كنفي به ساق پا مي‌بستند و با آنها راه مي‌رفتند.
سرپرست گروه موسيقي ارفع كرماني با اشاره به شيوه نوازندگي چوب‌پا گفت: چوب‌پاها تنبك را به وسيله يك تسمه چرمي به شانه خود آويزان مي‌كردند و بالاي چوب در عين حال كه آواز مي‌خواندند ، تنبك هم مي‌نواختند.
توحيدي در خاتمه خاطر نشان كرد:«مراد شرفايي» اهل روستاي بيدخون مرغك بم بود كه در واقع آخرين بازمانده نسل چوب‌پاها محسوب مي‌شد.
                                                                   منبع : فارس

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 0:16  توسط محمود فرزين  | 

تقدیم به استاد سحریان(شجریان)- پوستراز:فرزاد ادیبی

دانلود کنید : زبان آتش ، استاد محمد رضا شجریان ، تنظیم : مجید درخشانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکس از سایت خوابگرد.نوشته ای را در همین مورد در خوابگرد بخوانید..

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/06/20ساعت 1:43  توسط محمود فرزين  | 

جلال آل احمد

(۲ آذر ۱۳۰۲- ۱۸ شهریور۱۳۴۸)

 

 

چند نوشته در این مورد:

۱-مگر روشنفکر بود که بترسد(محمود گلاب دره ای)

۲-زندگی یک شورشی

۳-جلال ‌آل‌احمد، معيار نثر بومي و داستان‌نويسي انقلاب

                   نوشته ای از:      (اکبر صحرایی)

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/17ساعت 1:21  توسط محمود فرزين  | 

جدید ترین اثر استاد شجریان از اول شهریور ماه به بازار موسیقی عزضه شده است.این دومین آلبوم استاد است که در سال جاری به بازار آمده و در حالی با استقبال چشمگیر مردم روبرو شده است که از نظر فنی در مقایسه با کارهای استاد شجریان یک کار متوسط محسوب می شود.این اثر با عنوان «رندان مست» همان کنسرت سال ۸۷ وی با گروه ۱۳ نفره «شهناز» به رهبری مجید درخشانی ست و در همایون اجراشده است.اما بازتاب خبرهايي که از شجريان در روزهاي پس از انتخابات ميان مردم شکل گرفت، اثر آخر او، «رندان مست» را به آلبومي موفق و بهره مند از فروش بسيار بالاتبدیل کرده است.شجریان هم اکنون در حال اجرای کنسرت های خود با همین گروه در یازده شهر اروپاست که از فرانکفورت شروع شذه و در هلند به اتمام می رسد.اين استقبال کم نظير در حالي صورت مي گيرد که مطابق معمول سايت هاي ناشناس در اقدامي که همواره از سوي هنرمندان و اهالي فرهنگ تقبيح شده، «رندان مست» را در نخستين روز انتشار در اينترنت براي دانلود عرضه کرده اند.

دانلود تصنیف تصنیف رندان مست با صدای محمد رضا شجریان   -->    رندان مست.mp3

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/14ساعت 5:25  توسط محمود فرزين  | 

هم سن و سالهای من به خوبی به خاطر دارند زمانی که در دبیرستان و در مرحله انتخاب رشته قرار داشتیم همه سفارش میکردند که "علوم انسانی که به درد نمی خوره" و هزاران مثل ما... نتیجه ان سالها و سالهای قبل ان این چیزی شده که حالا هست. من ریاضی خواندم دیگری حرفه و فن یکی مهندسی و دیگری ترک تحصیل و بازار. غافل از انکه موتور محرکه تولید علم و پیشرفت در هر کشور علوم انسانی است.                                                                                -- رسول زاده --

دو مقاله را بخوانیم :

1- دكتر اسدالله اطهري : ...باید درنظر داشت برخی کارهای صورت گرفته در علوم انسانی در جاهایی خارج از دانشگاه شکل گرفته است. نخبگان غیر دانشگاهی در علوم انسانی توانسته‌اند در گذشته به تولید اندیشه دست بزنند. نکته دیگر این است که اگر علوم دقیقه قدرتمند باشد می‌تواند سوالاتی را ایجاد کند که علوم انسانی به آن جواب دهد. البته این سوال مطرح می‌‎شود که جوامعی بوده‌اند که علوم دقیقه پیشرفته و قدرتمند داشته‌اند ولی در علوم انسانی ضعیف بوده‌اند مثل شوروی. اساسا برای فروپاشی نظام شوروی یکی از فرضیات مطرح، ضعف در علوم انسانی است. عوامل ایدئولوژیک و نیازهای ساخت قدرت در حزب کمونیست سبب می‌شد تا سخت افزار بر نرم افزار اولویت داشته باشد و یک نا هماهنگی در این عرصه بوجود آید... .

2- استاد محمد تقي چاوشي:  ... علوم انسانی جزو ضعیف‌ترین رشته‌های تحصیلی ماست که همین ضعف به دانشگاهها و حوزه‌های آکادمیک ما نیز کشیده می‌شود. وقتی علوم تجربی مبنای محکمی نداشته باشد ساختار علم در جامعه ما با بحران مواجه می‌شود... .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/10ساعت 1:37  توسط عباس رسول زاده  | 

شاید مسافران فرودگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) هم نمي‌دانستند پیرمردی که چمدان به دست کنارشان ایستاده تا پله‌هاي هواپیما را بالا برود و برای همیشه با دلبستگی‌هاي سرزمین مادری‌اش خداحافظی کند، کسی است که فرهنگ این سرزمین مدیون سال‌ها از خود گذشتگی اوست و آنگاه ما اینگونه بی‌سروصدا از دستش داده‌ایم.شاید مسافران پنج‌شنبه شب فرودگاه بین‌المللی امام نمي‌دانستند آوازخوان «کوچه باغ‌های نیشابور» برای اینکه دیگر طاقت خیلی چیزها را نداشت مجبور شد اسباب اثاثیه‌اش را جمع کند و به رفتنی تن بدهد که یک عمر از آن گریزان بود.
پنج شنبه شب گذشته دکترمحمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر و پژوهشگر برجسته، تهران را به مقصد آمریکا ترک کرد تا فصل تازه‌ای را در آغاز دهه هفتم زندگی‌اش پیش بگیرد، اما تردیدی وجود ندارد که صندلی خالی آقای دکتر، سال‌ها در دانشگاه تهران خالی خواهد بود و دانشجویان حسرت روزهایی را خواهند خورد که مثل برق از کنارشان گذشته است. کسی شک ندارد که شفیعی کدکنی برای جامعه فرهنگی ایران ارزشمندتر از تصور خیلی‌ها بود؛ هرچند هیچ عکاس و خبرنگاری در فرودگاه حاضر نبود تا رفتن همیشگی او را به تصویر بکشد و کسی غیر از خانواده‌اش برای بدرقه او نرفته بود. خبر رفتن شفیعی کدکنی به آن سوی آب‌ها زمستان گذشته دهان به دهان چرخید، اما کسی آن را جدی نگرفت. ماجرا از این قرار بود که .....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/08ساعت 13:47  توسط محمود فرزين  | 

اتوبوس به سمت تهران در حرکت بود، شب بود، تاریکی خوفناکی کویر را پوشانده بود، مسافران همه خواب بودند، ساده دلی بوفه نشین که صندلی راحتی برای خواب نداشت، از آخر اتوبوس، یکی یکی مسافران را ورانداز کرده و خود را به راننده رساند، با لهجه شیرینی گفت: آقای راننه، آی راننه، سی کی راننگی کنی؟ اینا که همه خوابند؟

...  آری ؛ روشنفکران، نویسندگان،شاعران، سخنوران،اندیشمندان، دانشمندان، عالمان، روحانیان و روشنگران سکانداران کشتی بشریتند، اگر همگان به خواب روند، اینان بیدارند، نگویید همگان خفته اند! اگر می توانید خفتگان را بیدار کنید تا یاریتان دهند، اگر نمی توانید، سکان کشتی بشریت را در دست گیرید و با فرهنگ سازی و روشنگری این سفینه را به ساحل امن آرامش و جزیره بیداری برسانید.

منبع ... کامل در ادامه مطلب                                                       -- رسول زاده --


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/06/06ساعت 2:30  توسط عباس رسول زاده  | 

کاریکاتور:نیک آهنگ کوثر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/05ساعت 13:4  توسط محمود فرزين  | 

 نامه فاطمه شمس همسر محمد رضا جلایری پور:

بعد از نماز صبح، سپیده داشت می‌‌زد و من مست خواب، اما چیزی مرا کشید به سمت تو. در گوشم صدایت آمد. یادم افتاد سه‌شنبه است و روز بیدادگاه. می‌دانستم سعید حجاریان را می‌خواهند بیاورند. نمی‌دانستم تو را هم ...

صدا درست شنیده بودم. خودت بودی. خود خودت. اول اسمت آمد روی صفحه سایت‌ها. این موجودات بی‌لیاقت، بعد از ۶۷ روز هنوز اسمت را هم درست یاد نگرفته‌اند چه برسد به اینکه بتوانند اتهامت را معلوم کنند! اول اسم پدرت را به جای خودت زدند، بعد هم فامیلی‌ات را از فرط عجله در اعلام گندی که داشتند می‌زدند، نصفه نیمه اعلام کردند. اما برای من همان نامت کافی بود که بفهمم چشمان سبز و هوشیارت را با چشم‌بند کدر و سیاهشان بسته‌اند و سپس میان آن بیدادگاه رهایت کرده‌اند. به خود لرزیدم. نه از ترس حضورت، که از شوق دیدنت و از خشمی که در وجودم زبانه می‌کشید. باز شده بودم همان گنجشک باران خورده عصرهای دوشنبه.

به پدرت زنگ زدم. گفتم محمدرضا را آورده‌اند. سخت بود به او بگویم پاره تنت را بالاخره کشاندند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/04ساعت 13:35  توسط محمود فرزين  | 

عبارتی لاتینی از شاعر رومی جوونال هست که می‌گوید: ?Quis custodiet ipsos custodies. این عبارت را در انگلیسی به صورتهای مختلف ترجمه کرده‌اند، اما معنایش تقریباً یکسان است: «چه کسی از پاسداران پاسداری می‌کند؟». جوونال، طنزپرداز رومی قرنهای اول و دوم میلادی، این جمله را در نصیحت به دوستانی به کار برد که زنان‌شان را در خانه محبوس می‌کردند تا از وفاداری آنان مطمئن باشند، غافل از آنکه مراقبان آنان نیز خود به مراقبت نیاز دارند؟ — چه در قصه‌های «هزار و یک شب» خودمان، چه در «دکامرون» بوکاتچو و چه در تاریخ مکتوب حرمسراهای کشورمان، داستانهایی دربارۀ کامرانیهای زنان محبوس در خانه و حرم با غلامان و دیگر نگهبانان به چشم می‌خورد و البته چه انتقامهای وحشیانه‌ای که مردان، به‌ويژه قدرتمندان، از زنان نمی‌گرفتند! این همه، آزمونی هزارباره بر این نکته است که «غُل» و «زنجیر» و «قفل» و «نگهبان» وفاداری و  .......
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/03ساعت 0:31  توسط محمود فرزين  |