دست نفست ستاره ها را چیده ست
شب با دف ماه تا سحر رقصیده ست
همچون سحر از بوی اذ ان سرشاری
گویی که خدا لب تــو را بوسیده ست
**************************
دوازده مقاله در رابطه با تولد استاد را

روزنامه اعتماد هم همان خبر را با این عکس کار کرده است (به شلوارهای زیبای خانم های رژه رونده دقت کنید )

برگرفته از http://less10.mihanblog.com/ (رسول زاده)
امروز را روز شعر و شاعری نام نهاده اند؛بحثی نیست ولی نمیدانم در سرزمینی که فردوسی و رودکی و حافظ و سعدی ونیما و اخوان ثالث را یه خود دیده کدام خوش سلیقه ای امروز را که در گذشت شهریار است به این نام مزین کرده است حال آنکه اشعار ترکی او رتبه ای بالاتراز اشعار فارسی او دارد .
۱- من کشته مرده ی آدمهایی هستم که خیلی می فهمند اما اینطور نشان نمی دهند و میخواهند دیگران را آزمایش کنند و ببینند آیا بقیه هم چیزی بارشان هست یا نه.در همین راستا دستور رییس جمهور برای بررسی علل ناکامی در المپیک هم برایم جالب بود .
۲- از روزی که رییس جمهور کشورمان در پاسخ به دلیل گرانی میوه به مردم گفتند از میوه فروشی سر کوچه ماگوجه فرنگی بخرید تا چند روز قبل که سخنگوی دولت فرمایش فرموده اندکه وضع مردم ما از زمان امام علی (ع) بهتر است ؛ سریالی حداقل نود قسمتی از این بیانات و فرمایشات مفرح در بایگانی رسانه ها و افکار عمومی انبار شده و یک علامت سوال بزرگ هم جلوی آن.
۳- حالا که رییس جمهور هم مثل بقیه ملت به گندی که در المپیک زدیم واقف شده اند ؛ خودش خیلی جای شکر دارد به علاوه اینکه دلیل آن را آمریکا یا مافیای داخلی ندانسته اند. فقط امیدوارم زیردستان و جان نثاران از روی دست ایشان یا سخنگوی محترمشان تقلب نکنند و در پی بررسی دلایل ناکامی ادله ای مانند قضیه گوجه فرنگی مطرح نکنند با نگویند وضعیت ورزش ما از زمان امام علی (ع) بهتر شده است .
دو سه سالی ست که روزنامه ها در صفحات هنری خود به موسیقی هم می پردازند؛ اگر چه این مطالب در حدخبر و گزارش یا مصاحبه ای با یک چهره موسیقی باشد .اما تا چند سال قبل شاید هر دو هفته یک بار چنین موردی در یک روزنامه پیدا می شد و پیش از آن هم کمتر......
با این وجود هنوز هم تعداد مجلات مخصوص موسیقی در کشور ما از تعداد انگشتان یک دست فراتر نمی رود. این تعداد برای کشوری که از ارکان موسیقی مشرق زمین به شمار میرود جای تعجب و تاسف فراوان دارد.در سه دهه ای که از انقلاب می گذرد تا سال 76 یعنی حدود دو دهه هیچ نشریه ای در باب موسیقی نبود تا زمانی که ماهنامه هنر موسیقی به سردبیری مهدی ستایشگر (آهنگساز و نوازنده سنتور ) منتشر شد و سال بعد ماهنامه مقام با امتیاز حوزه هنری و سردبیری رضا مهدوی انتشار یافت . فصلنامه ماهور که یک مجله کاملا تخصصی ست هم در این زمان به چاپ رسید .مدیر این نشریه سید محمد موسوی ست.
فر هنگ و آهنگ به مدیریت کیوان فرزین و سردبیری بهرنگ تنکابنی دیگر مجله موسیقی ست که منتشر می شود و بالاخره گزارش موسیقی که سردبیرش سروش ریاضی ست و همراه هر جلد آن یک سی دی نیز وجود دارد و کمی تخصصی تر از سه مجله دیگر است و شاید به همیندو دلیل قیمت بالاتری هم دارد .
آخرین نکته اینکه هنوز هم در خیلی از شهرستانها این نشریات نایاب یا کمیاب است و به راحتی بافت نمی شوند و انتشار آنها به تهران و چند شهر دیگر محدود میشود.
![]()
![]()

***آدرس این مجلات که به صورت لینک نوشته شده اند :
هنر موسیقی : http://www.art-of-music.net
فصلنامه ماهور : http://www.mahoor.ir/Persian/Faslnameh.asp3
ماهنامه مقام : magham.iricap.com/magissuelist.asp?magid=3
فرهنگ و آهنگ : http://www.culture-music.netگزارش موسیقی : http://www.musicreport.ir
* هلالی جغتایی :
خواهــــــــم که به زیر قدمت زار بمیرم هر چند کنـــــــی زنده ؛ دگر بار بمیرم
دانم که چـــــــرا خون مــــرا زود نریزی خواهی که به جان کندن بسیار بمیرم
من طاقت نادیدن روی تــــــــــــو ندارم مپسند که در حســـــــرت دیدار بمیرم
خورشید حیاتم به لب بام رسیده ست آن به کــــــه درآن سایه ی دیوار بمیرم
گفتـــی که ز رشک تو هلاکند ؛ رقیبان من نیــــــــــز برآنم که از این عار بمیرم
چون یار به سر وقت من افتاد (هلالی) وقت است اگــــــــــــر در قدم یار بمیرم
*صباحی بیدگلی :
مگــــــــــذار که دور از رخت ای یار بمیرم یک ره بگذر بر من و بگــــــذار بمیرم
میرم به قفس بهتر از آن است که در باغ از طعنه ی مرغان گرفتـــــــــار بمیرم
گفتی به تو گــــر بگذرم از شوق بمیری قربان سرت بگـــــــــذر و بگذار بمیرم
من میرم و از زاری من آگهی اش نیست یارب که دعا کــــــــرد چنین زار بمیرم
با اینهمه حســــرت به قفس زیستم اما آید چــــــــــو گل از باغ به بازار بمیرم
خارم مشکن؛ در جگر از بوی گل ای باد بگذار که از حسرت گلـــــــــزار بمیرم
بگــــــــــــذار که در حسرت دیدار بمیرم در حســــرت دیدار تو بگــــــذار بمیرم
دشوار بود مــــــــــــردن و روی تو ندیدن بگـــــــــذار به دلخواه تو دشوار بمیرم
بگذار که چـــون ناله ی مرغان شباهنگ در وحشت و اندوه شب تـــــار بمیرم
بگذار که چون شمع کنم پیکر خود ؛ آب در بستر اشک افتـــــــم و ناچار بمیرم
بگذار چو خورشید گدازنده ی مس فام در دامـــــن شب ؛ با تن تب دار بمیرم
بگــــــــــذار شوم سایه ی ایوان بلندت سویت خزم و گوشــــه ی دیوار بمیرم
میمیرم از این درد که جان دگرم نسیت تا از غم عشق تو دگــــــــــر بار بمیرم
تا بوده ام ای دوست وفادار تــــــو بودم بگــــــــــــــذار بدانگـــونه وفادار بمیرم
اکبر گلپایگانی درهفدهم شهریور سال1312 در تهران
متولد شد.به سفارش پدر به موسیقی پرداخت.
او دردانشکده نظام و نیز در کلاس تخصصی نقشه برداری و دوره کارشناسی بانک تحصیل کرده ولی به خاطرموسیقی همه را رها کرد.او ده سال شاگرد نورعلی خان برومند بود و از اساتیدی چون حاج آقامحمدایرانی و ادیب خوانساری و خوانده های طاهرزاده استفاده کرده است؛و تا سال پنجاه و هفت بیش از چهارصـــدبرنامه گلها را در رادیو اجرا کرد بعد از بیست وپنج سال وقفه در سال هشتاد ودو او چند کار جدید را در ایران عرضه کرد. عقیق و بنویس عشق از این جمله است.
آهنگ روی برگی بنویس عشق را باصدای گلپایگانی دانلود کنید.
سکوت سرشار از ناگفته هاست

برای بسیاری از ایرانیان، افطار بدون ربنا رنگ و بویی ندارد. سالهاست صدای دلنشین استاد شجریان
در این ساعات، مردم را مجذوب خود میکند. شجریان، خودش در مورد اجرای این اثر که در تیر 1358
ضبط شده، میگوید: «انگیزه اصلی من در خواندن این دعا، تدریس آن به دو هنرجو بوده و این اثر در
یکی از استودیوهای رادیو ضبط شدو بعدها بدون اجازه از رادیو پخش شد واکنون یکی از برنامه های
همیشگی رادیو و تلویزیون در ماه رمضان هر سال است .
ربنای شجریان با پشتوانه آموزشهای دوران جوانی او در زمانی که در محضر پدرش آموزشهای قرآنی میدیده، شکل گرفته. این قطعه یکی از دعاهایی است که شجریان در آن سالها اجرا کرده است. ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی دستگاههای قرآنی خوانده شده. این قطعه ازدستگاه «رست» یا «راست» شروع شده و در خاتمه به دستگاه «عجم» (شبیه به ماهور) مدلاسیون میشود. (نام عجم بر این دستگاه که یکی از دستگاههای هفتگانه قرآنی است میتواند نشاندهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی باشد. در این اثر میتوان تأثیرات شیخ نصیرالدین طوبی و شیخ طه الفشی را مشاهده کرد که البته ربنای شجریان بسیار شکیلتر و زیباتر اجرا شده است.این اجرا تقریبا فاقد تحریر است و بهجز چند نت، همه بهوسیلة قلط و ویبراسیون اجرا شده و اجرای ماهرانه آن بسیار چشمگیر است .ربنای شجریان از ابتدا، روی نتهای «سیبِمُل» و سپس «دو» اوج میگیرد (روی خط حامل کلید سل)و در حوالی این نُتها گردش دارد. (که اجرای آن برای خوانندگان چپ کوک هم آسان نیست) و تا نت «میبمُل» به بالاترین نت خود میرسد. البته ربنایی که از صدا و سیما پخش میشود، نسخة چندان با کیفیتی نیست و ممکن است دور ضبط، بالا یا پایین برده شده و نتها تا حد کمی بالا یا پایین رفته باشد با این وجود، صدای شجریان نشان میدهد که اشکالات دور ضبط، زیاد نيست، پس نتهایی که به آنها اشاره شد حدودی هستند.این دعا در مجموعه( به یاد پدر ) منتشر شده است.
روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد:
استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟
فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم
كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم:جهان سوم
جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و
هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.
*[پروفسور محمود حسابی 
متولد 1281 در تهران
مرگ 12 شهریور1371
با قطع درختان. کانون شهید بنی طبا دیگر حال و هوای کارخانه برق را ندارد. محلی که برای بسیاری با ان درختان انبوه زمین والیبال و درختان بلند کاج خاطرات زیبایی را در خود داشت.
(رسول زاده)
جمله است.

اشعاری از سید علی صالحی با صدای خسروشکیبایی دانلود کنید.
پشت مدال ساعی مخفی نشویم

ساعی مبارک است (رسول زاده)
_((...باری حکایتی ست.
حتی شنیده ام
بارانی آمده ست و به راه اوفتاده سیل.هرجا که مرز بوده و خط ؛ پاک شسته است؛
چندان که شهر بند قرقها شکسته است .
و همچنین شنیده ام آنجا
باران بال و پر
می بارد از هوا .
دیگر بنای هیچ پلی بر خیال نیست.
کوته شده ست فاصله ی دست و آرزو.
حتی نجیب بودن و ماندن ؛ محال نیست.
بیدار راستین شده خواب فسانه ها .
مرغ سعادتی که در افسانه می پرید ؛
آنجا فرود آمده بر بام خانه ها .
هر سو زند صلا
کای هر کئی ! بیا ؛
زنبیل خویش پر کن ؛ از آنچت آرزوست .
و همچنین شنیده ام آنجا ....
چی ؟
لبخند می زنی ؟
من روستاییم ؛ نفسم پاک و راستین ؛
باور نمی کنم که تو باور نمی کنی.))
_(( آری حکایتی ست .
شهری چنین که گفتی ؛ الحق که آیتی ست .
اما
من خواب دیده ام
تو خواب دیده ای
او خواب دیده است .
ما خواب دید......))
[- (( بس است.))
****مهدی اخوان ثالث – تهران شهریور 1337 ****