تبليغاتX
بروبچه های کتابخانه قائمیه
مانگوییم بد و میل به ناحق نکنیم × جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
این هفته جلسه نقد کتاب بدون معرفی کتابی. در خصوص انقلاب مشروطه ایران.  برگذار شد. هر چند نظرات گوناگون و خوبی مطرح شد اما به دلیل پراکندگی و نرسیدن به نوعی جمع بندی و نیز گستره مطالب. جلسه اینده نیز به این موضوع اختصاص داده شد تا دوستان شرکت کننده با مطالعه بیشتر و متمرکز بر کتاب این بخش از تاریخ را بررسی نمایند.
+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/30ساعت 16:52  توسط   | 

مريم من

گل پاییزی نیست

با بهار آمده است

هر خزاني با او

به بهار مي ماند

خاطرم آسوده ست

كه زمستانهايم

لا اقل پا یيز است

 

     ********

 

 

گل مر یم:

شکفته در فروردین ۱۳۸۰

          

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/28ساعت 20:20  توسط محمود فرزين  | 

صبح روز دوشنبه پنجم فروردین 87 ؛ گروهی از مردم شهرستان آران و بیدگل موفق به رصدشخصی شدند که فقط هر چهار سال یکبار میتوان آن را رصد کرد.کانون شهید بنی طباء بهترین مکان برای رصد بود وتعدادی از اهالی علم و هنر با اطلاع قبلی از این موضوع یا مثل من بدون اطلاع در این مکان گرد هم آمده بودند ؛ در ضمن قرار بود تا نشست سالیانه ی هم اندیشان توسعه ی بیدگل نیز در حاشیهء این رصد برگزار شود.جلسه مثل سالهای قبل با همان حرفهای کلیشه ای وتکراری شروع شد وادامه پیدا کردو همه اش حرف از کاستی هابود و اینکه مسئولان باید چه کار بکنند و اگر یکی بر حسب وظیفه اندک خدمتی انجام داده بود آنقدر آن را بزرگ جلوه میدادند که شایسته تقدیر و تشکر به نظر می رسید ؛ از مسئولانشهری فقط یکی از شورای شهر حضور داشت ؛ سپس کم کم مسئولان دیگر شهری که در مدت کوتاهی ژیانشان تبدیل به زانتیا شده بود وباعث تحول شگرفی شده بودندنیز سروکله شان پیدا شد. جلسه به همان صورت در حال پیگیری بود واگر صدای زیبا و جذاب مجری خوب جلسه (آقای حمیدرضامقدم) نبود ؛ خواب اهالی علم وهنر شهر را در می ربود .در این وانفساناگهان هلهله ای ابجاد شدوبقیه ءاعضای شورای شهر در حالیکه آفای گرانمایه نماینده ی مجلس شورای اسلامیرا اسکورت میکردند وارد جلسه شدند. بعد از دقایقی آقای گرانمایه پشت تریبون بودبه شکلی که تمام حضار موفق به رصد ایشان شدند.

سخنرانی آقای گرانمایه شامل بیان کارهایی بود که طی چهار سال گذشته برای شهرستانهای کاشان وآران وبیدگل انجام داده بودندکه میتوان از آن جمله به این موارد اشاره کرد:

1-     احداث بیمارستان هزار تختخوابی شهر 2- احداث دانشگاه آزاد در آران وبیدگل 3-کلنگ زنی سالن های سینماوتئاترشهرستان آران وبیدگل 4- آغاز فاز اول متروی شهرستان

5- ساخت خیابانهای چند بانده 6- تعریض خیابان های منتهی به بازار کاشان 7- احداث فرودگاه بین المللی 8- یک رقمی کردن درصد بیکاری در شهر 9- ایجاد چند شهرک صنعتی جدید 10- جذب سرمایه گذاری خارجی دربخش نفت وگاز وماسه و نمک شهرستان 11- احداث چندین هتل پنج ستاره  12- ایجاد منطقه ی آزاد گردشگری کویر

13 – شروع ساخت چندین فرهنگسرا در سطح هردو شهرستان و غیره و غیره .

سپس ایشان عنوان کردند که برای چهار سال آینده هم برنامه هایی را در دستور کار خوددارند وگفتند که هر چند این کارها چندین سال کار مداوم ومستمر می طلبد اما او مصمم است تا باکمک وهمکاری مردم ومسئولان آنها را ظرف چهار سال آینده به انجام برساند؛ازجمله این برنامه ها میتوان به این موارد اشاره کرد:1- خرید یک دستگاه دست دوم دیالیز برای شهرستان آران وبیدگل 2- پر کردن ومرمت چاله چوله های شهر من جمله چاله ی بریدگی اول خیابان کارگر 3- برداشتن چند فرغون خاکی که چند ماه است کنار میدان منتظری (اکسپورت)کاشان ریخته شده 4- پر کردن چاله ؛نه چاه بلوار الغدیر 5- جمع کردن قلیان های میوه ای از سطح پارک شادی  6- جمع آوری سرنگ های مصرف شده پشت پارک ز یتون7- اختصاص تعدادی لامپ اضافه به پارک ز یتون به حدی که بتوانی جلوی پایت را ببینی 8- ریختن یک شیشه کوچک سم برای از بین بردن رتیل و عقرب هایی که خانواده ها را از این پارک فراری داده 9- فرهنگ سازی در بین مسئولان فرهنگی شهرستان  10 – آسفالت ودوبانده کردن میدان بسیج تا بلوار دکتر عظیمی  11- برطرف کردن قوس خیابان حد فاصل بین کانون شهید بنی طباء ومیدان امام 12- جمع آوری اعانه برای آسفالت کوچه های شهر 13- ساخت سکوی پرتاب موشک وفضاپیما در سمبک و ......

سخن که به اینجا رسید متوجه شدم چشمانم سیاهی میرود ودلم دارد به هم میخورد ؛خوشبختانه بیانات آقای گرانمایه همین جا تمام شد وایشان از سن پایین آمدند و مستقیم به طرف درب ورودی رفتند ؛ اعضای شورای شهرنیز فورا" از جا برخاسته وایشان را مجددا اسکورت نمودند ؛ دقایقی بعد جلسه تمام شد و اهالی فرهنگ وهنر شهر متفرق شدند تا سال آینده و جلسه ای دیگر .

چند دقیقه بعد که از کانون خارج شدم ؛ مرد مسنی در حالیکه کنار دوچرخه اش ایستاده بود و به میوه های مرد دستفروش کنار خیابان نگاه میکرد پرسید اینجا چه خبره؟ گفتم :جلسه ی هم اندیشان توسعه بیدگل . مرد ابروهایش را کمی بالا انداخت و آهی کشید و دوباره به سیب و پرتقالهای مرد میوه فروش خیره شد .  

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/18ساعت 10:24  توسط   | 

هـــــــرکه با پاکدلان صبح و مسایی دارد

دلـــــــش از پرتو اســــــــرار صفایی دارد

زهد با نیت پاک است نه با جامه ی  پاک

ای بس آلوده که پاکیـــــــــزه ردایی  دارد

مور هــــــــرگز به در قصـــر سلیمان نرود

تا که در خــــانه ی خود برگ و نوایی دارد

              **********

 

 

پرو ین اعتصامی

تولد : 15 اسفند 1285

وفات: 15 فروردین 1320     

 

 

 

 

                                           *******

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/14ساعت 19:50  توسط محمود فرزين  | 

امروز تقریبا ظهر از برنامه کودک کارتنی که با خمیر درست شده بود ولی بسیا زیبا بود پخش شد . فیلمی که به داستان قیام کاوه و پیروزی فریدون بر ضحاک اختصاص داشت از داستانهای شاهنامه . بسیار زیبا بود و دلنشین، چند بار در چشمانم اشک حلقه زد و ... .جای اینگونه برنامه ها در برنامه کودک خالی بود. نوع کار هم خوب بود شاید بزرگتر ها مجموعه خمیری افسانه سه برادر (لیوبی-شانگفی –کواینلو) را به خاطر داشته باشند که ان هم بسیار قوی بود. اما یک داستان ملی از شاهنامه چیز دیگری است. این داستان و شعر استاد را چند بار خوانده بودم اما اینگونه تاثیر بر من نگذاشته بود.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/12ساعت 21:6  توسط   | 

یادش بخیر؛ تا همین چند سال پیش خبر آمدن عید و بهار و نوروز را فقط پرستوها وگنجشک هاو ماهی قرمز وکفش ولباسهای نو وآجیل شب عید با خود نمی آوردند؛ کارت تبریکهای نوروزی هم سهمی در رساندن این مژده ی همگانی داشتند.از مدرسه تا خانه در مغازه های بسیاری کارت تبریکهای سال نو با تصاو یر خود به ما چشمک میزدند. بازار خرید و هدیه دادن آنها به دوستان وهم کلاسیها هم ؛ گرم گرم بودو پستچی ها هفته ی آخر اسفند را در حال رساندن پیام های شاد باش و کارت تبریک های نوروز بودند . امروزه کارت پستالهای الکترونیک که در ایمیل ها منتظرند تا نگاهی به آنها بینداز یم و پیامک های تبریک و شاد باش که گاهی هم به مقصد نمی رسند جای کارت های قدیمی را گرفته اند اما حس و حالی که در آن نمونه قدیمی بود به هیچ عنوان در این انواع مدرن و امروزی وجود ندارد .

آخر ین تبر یکی که( از نوع پیشین ) دربایگانی اوراقم دارم به سال 1374 برمی گرددو دوستی از دوستان سربازی ام در شیراز به نام بابک . یادش بخیر ...........

  

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/11ساعت 20:45  توسط محمود فرزين  | 

صبح از خواب بیدار شدم. تقریبا نیم ساعت قبل از سال تحویل تا ساعاتی بعد از ان - توفیق اجباری - گوش و چشممان به تلوزیون بود ی مشت ادم بیکار دور هم نشسته بودند و برای هم از خاطراتی که برای خودشان هم اهمیتی نداشت در تمام شبکه های سیما حرف میزدند.! چه برنامه بی خودی اگه بنا به دور هم بودن بود که ما تو خونه های خودمون هم دور هم نشسته بودیم. بگذریم. .. مدتی گذشت و سال تحویل شد و ما هرچی این کانال و ان کانال زدیم اصلا صدای ساز و سرنای همیشگی تحویل سال را نشنیدیم. عید بدون سرنا مثل ماه رمضون بدون ربناست.   توی این چند روزهم تنها به برکت برنامه فیتیله بوده و چند تا پیام بازرگانی که من تونستم این موسیقی زیبا را بشنوم. انگار برنامه ای برای تحول در برنامه های نوروز و تغییر محتوای ان است. بعدش هم که رفتن به بیابانهای شلمچه!! اخه اینجا!! شب عاشورا شلمچه! شب عید شلمچه! . شب .....  حالا من نمیگم که توی تخت جمشید که اصلا یکی از علل ساخت ان برگذاری همین مراسم های چشن سال نوبوده باید سیمای ...  یک مراسم میگرفت.  بعدش هم که طبق سالهای قبل نامگذاری و ... باز هم این نام گذاری خوب و با معنی شده ولی بهتر بود که در سیما ان قبلی را هم کامل حذف نمی کردیم

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/02ساعت 23:27  توسط   | 

از زمانی که جلوی یک تلویزیون سیاه و سفید کوچک (با مارک توشیبا ) می نشستم و منتظر دیدن پینو کیو وبعدها سندبا د و زورو و.....بودم ؛کمی بیش از سی سال میگذرد. بعدها باوجودافزایش کانال های تلویزیونی از علاقه ام به جعبه جادو یی کاسته شد؛از دیدن و شنیدن دروغ هم خسته شده ام. مدتهاست که  فقط پخش مستقیم فوتبالهای خارجی ست که میتواند مرا روبروی تلو یزیون بنشاندو مواردی غیر ازاین استثنا محسوب میشود .برنامه ی فیتیله جمعه تعطیله (عیدا تعطیله ) یک مورد استثنایی ست واگرچه مخصوص کودکان است ولی برای دیگران هم جذابیتهایی دارد.

و یژگی منحصر به فرد این برنامه استفاده از موسیقی و شعر است که گهگاهی با حرکات موزون (که عده ای به آن رقص هم میگو یند)همراه است .علاقه ی ذاتی کودکان به موسیقی و ر یتم های شاد همراه با نمایشهای کوتاه برنامه ای دلچسب وآموزنده را فراهم کرده است که مانند آن را در این سالها و حتی آن سالها کمتر دیده ایم .موسیقی البته از

همه هنرها در کشور مان بیچاره تر و بد بخت تر است ز یرا اصولا فعلی حرام و مورد دار است ولی ازهمین فعل مشکوک به حرام ؛ برنامه ای خوب پدید آمده است که بزرگترها هم از دیدنش حظی میبرند.در کل میتوان گفت : فیتیله جمعه تعطیله محصول اعجاز موسیقی ست ودنیای پاک کودکی و برای کودکان و کسانی که دنیای کودکی را درک می کنند شیرین وجذاب است .   

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/02ساعت 18:46  توسط محمود فرزين  |