تبليغاتX
بروبچه های کتابخانه قائمیه
مانگوییم بد و میل به ناحق نکنیم × جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

شهرام شیدایی شاعر و مترجم در سن 42 سالگی و  بعد از تحمل بیماری طولانی مدت به دلیل ابتلا به سرطان مری، درگذشت. شیدایی در دوران بیماری‌اش تحت عمل جراحی و شیمی‌درمانی قرار گرفته بود. پیکر این شاعر و مترجم چهارشنبه در بهشت سکینه کرج به خاک سپرده شد.

. از آثار شیدایی می توان به  «آتشی برای آتشی دیگر»، «پناهنده‌ها را بیرون می‌کنند»، «خندیدن در خانه‌ای که می‌سوخت» اشاره کرد.

شعری از شهرام شیدایی

نیاز به یک کلمه دارم
            کلمه‌ای که مرا از روی زمین بردارد.


من مثل ساعتی مریضم
                     و به دقت درد می‌کشم
سکوت  تانکی‌ست
                 که بر زمین فکر‌هایم می‌چرخد و 
                                                    علامت می‌گذارد
از روی همین علامت‌ها دکتر
              نقشه جغرافیایی روحم را روی میز می‌کشد
       و با تاثر دست بر علامت‌ها می‌گذارد:
                                         ـ چه چاله‌های عمیقی!
ناگهان نقشه نفس می‌کشد
                         میز تکان می‌خورد
       و دکتر فریاد: جنگ جهانی‌ ِ ...



خلوتِ پارک.
      پیرمردی، آرام روی نیمکتْ کنارم می‌نشیند
بی‌مقدمه: یک نفر جاسوس
                ـ سرش را به این‌ور آن‌ور ـ
یک نفر جاسوس به خواب‌هایم وارد شده.
کلاغی از روی درخت، مثل یک سنگ پایین می‌آید
                 می‌نشیند بر شانه‌اش
       و در گوشش با صدای آدم داد می‌کشد:
ـ احمق! باز که تو حرف زدی.


چیزی دیوانه‌ها را گاز می‌گیرد
         و تماشاچی‌ها کف می‌زنند.     


«نیچه» گوشه‌ای در گوش کسی زمزمه می‌کرد:
                                              ـ من راننده یک تانکم.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/08ساعت 20:33  توسط محمود فرزين  | 

شیرین عبادی، حقوقدان و فعال ایرانی حقوق بشر، امروز جمعه مقامات ایران را در مورد انکار «مصادره مدال نوبل صلح» او متهم به «دروغ‌گویی» کرد.وی در مصاحبه‌ای با بخش بین‌المللی رادیو بی‌بی‌سی در لندن گفت: «آن‌ها واقعیت را نمی‌گویند. حساب بانکی من را مصادره کرده‌اند و حقوق بازنشستگی‌ام را

متوقف کرده‌اند. آن‌ها حساب بانکی و حقوق بازنشستگی همسرم را نیز توقیف کرده‌اند.»

وی افزود: «همسرم یک صندوق امانات در بانک داشت و جایزه نوبل من و مدال لژیون دونور من در آن بود. جایزه نوبل در صندوق امانت بانک تجارت بود و آن‌ها این صندوق امانت را مصادره کرده‌اند.»

وزارت خارجه ایران امروز توقیف مدال نوبل را انکار کرد، ولی با اظهار این‌که «مالیات جایزه نوبل به آن‌ها پرداخت نشده»، تلویحاً مصادره اموال خانم عبادی را تأئید کرد.

شیرین عبادی، با مردود دانستن این گفته مقامات جمهوری اسلامی افزود: «مقامات ایران راست نمی‌گویند، چرا که مطابق قانون مالیاتی ما، برای جایزه نوبل مالیاتی وضع نشده‌ است.»وی افزود: «فرض کنید که راست بگویند و من باید برای این جایزه مالیات بدهم، دیگر چرا صندوق متعلق به شوهرم را مصادره کرده‌اند؟»خانم عبادی ادامه داد: «علاوه بر این، دستور توقیف حساب‌های بانکی ما باید از سوی مقامات مالیاتی صادر شود، ولی دستور ضبط صندوق‌ها از سوی دادگاه انقلاب آمد.»

شیرین عبادی نخستین ایرانی است که جایزه صلح نوبل را به ‌خاطر تلاش برای ترویج مردم‌سالاری و رعایت حقوق بشر در ایران به ویژه در مورد حقوق زنان و کودکان در سال ۲۰۰۳ میلادی دریافت کرده ‌است.

وزیر خارجه نروژ که جایزه نوبل صلح در کشورش اعطا می‌شود، سفیر ایران در اسلو را در این زمینه فراخوانده و در بیانیه‌ای اعلام کرده ‌است: «چنین اقدامی، غیرقابل باور است. این نخستین بار است که جایزه صلح نوبل توسط مقامات کشوری مصادره می‌شود.»منبع:رادیو زمانه

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/07ساعت 12:36  توسط محمود فرزين  | 

پایگاه بسیج یادگار امام -هاشمیه بیدگل!؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/05ساعت 1:1  توسط عباس رسول زاده  | 


استاد محمد رضا حکیمی که واژه حکیم برازنده اوست، جایزه جشنواره فارابی را نپذیرفته و گفته است: دو واژه انسان و انسانیت، اولی در کوچه ها سرگردان است و دومی در کتاب ها...

انسان های سرگردان...بخشی از آن ها خانواده زهرا بنی یعقوب هستند. به رغم این که پدرش پاسدار انقلاب بوده و عمر خود را در جبهه و جهاد گذرانده، تا به حال کسی به او نگفته چرا دخترش را دستگیر کردند، به ساختمان بسیج همدان بردند و چند روز بعد جنازه اش را تحویل دادند.

انسان های سرگردان...خانواده های افرادی هستند که فرزندانشان به نشانه اعتراض به تقلب در انتخابات از خانه بیرون آمدند و مدتی بعد جسد فرزندان را تحویل گرفتند. اول گفتند فرزندان آن ها در زندان مننژیت گرفته اند. بعد خودشان با دستور کهریزک را تعطیل کردند و گفتند: خدمات در کهریزک استاندارد نبوده است.

انسان های سرگردان...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/03ساعت 9:30  توسط محمود فرزين  | 

منوچهر آتشی(شاعر و مترجم)

متولد:۲مهر ۱۳۱۰ (دشتستان بوشهر)

وفات:۲۹ آبان ۱۳۸۴(تهران)

* گزیده ای از اشعار منوچهر آتشی

------------- 

..جاده رفتن نیست
جاده مصدر نیست
 جاده تکرار یک صیغه ی غربت بار است
 جاده یک صیغه که تکرارش
گردبادی است که با خود خواهد برد
که برد
هر چه برگ و بر باغ دل تو
هر چه بال و پر پروانه ی پندار مرا
جاده رفتن نیست
 جاده طومار و نواری نه و جوباری
جاده یعنی رفت
 رفت
رفت
 همین

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/30ساعت 13:30  توسط محمود فرزين  | 

در خبرها آمده است:احضار شجریان و دوساعت ونیم باز جویی محترمانه

جماعت گزمه و عسس خودشان هم به خوبی می دانند که تهدید و ارعاب و احضار و بازداشت هایشان ذره ای  هم اثر ندارد و این هارت و پورت کردن و پاچه گیری ایشان هم از روی عادت شغلی ست.از سوی دیگر شجریان دیگر یک نفر یا یک صدا نیست او اکنون صدای یک ملت است که به جستجوی کیمیای آزادی برخاسته اند. جناب شحنه و داروغه باید به فکر حکم جلب و بازداشت چند میلیونی باشند:

گر حکم شود که مست گیرند    

           در شهر هر آنچه هست گیرند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/26ساعت 22:58  توسط محمود فرزين  | 

آنچه می خوانیدنوشته احمد رضا جعفری فرد بیدگلی ست که در روزنامه حیات نو مورخ ۲۵ مهر ماه به چاپ رسیده است:

احمدرضا جعفرى فرد بيدگلي- آذر ماه 1386 در نيمه شبى پاييزي، دقايقى پس از کنسرت مشکاتيان هنگامى که وى از درون خودرو خود خطاب به دوستدارانش گفت: «زنده باشيد» شايد هيچ‌کس فکر نمى‌کرد که اين آخرين اجراى وى براى مردمى باشد که آرزوى زنده بودن او را دارند.
مشکاتيان به واقع هنرمندى مردمى بود که هنرش را فقط براى مردم ارائه کرد. گواه اين ادعا نيز استعفاى وى از راديو در اعتراض به کشتار وحشيانه مردم در فاجعه 17 شهريور 1357 توسط رژيم پهلوى مى‌باشد. در آن زمانى که به جهت همراهى با مردم همراه با لطفي، عليزاده و شجريان و ديگر هنرمندان جوان انجمن چاووش را تشکيل داده و به ساخت آهنگ‌هاى وطنى و انقلابى پرداخت.
مشکاتيان همچون ديگر هنرمندان عاشقانه براى وطن آهنگ ساخت. آهنگ‌هاى وى در اين زمينه قابل احترام براى مردم مى‌باشند. آثارى همچون «همراه شو عزيز»، «لاله بهار»، «وطن من» و ...هنر مشکاتيان در دو مقوله قابل بررسى است: 1- سنتورنوازى 2- آهنگسازي. در مقوله نوازندگى بر هيچ‌کس پوشيده نيست که پس از سبک استاد پايور، شيوه سنتورنوازى مشکاتيان چنان تاثيرگذار و قابل تامل است که هر نوازنده سنتور در دوران معاصر، ‌خواسته يا ناخواسته از آن تاثير مى‌پذيرد.
تکنيک ناب صدادهى و نوانس منحصر به فرد ساز، جمله‌بندى دقيق و....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/25ساعت 9:48  توسط محمود فرزين  | 

هفته کتاب و کتابخوانی را گرامی میداریم

داستان زندگی و پژوهشهای استیون هاوکینگ: جستجو برای یافتن نظریه همه چیز

نام کتابی که این روز ها می خوانم "داستان زندگی و پژوهشهای استیون هاوکینگ: جستجو برای یافتن نظریه همه چیز " نام دارد.

خانم "کیتی فرگوسن" نویسنده این کتاب را پس ار ساعت ها مصاحبه با هاکینگ و تلاش برای کشف زوایای زندگی و اندیشه های علمی اوُ این کتاب را برای اولین بار در سال ۱۹۹۲ منتشر نموده و در بهمن ماه ۱۳۷۹ توسط رضا خزانه ترجمه شده است.

همانگونه که از نام کتاب نیز مشخص است این کتاب شرحی بر زندگی استیون هاکینگ و نیز نگاهی به سیر نظریات علمی و پژوهشهای ایشان است. نه یک کتاب علمی و نه تنها یک بیوگرافی است. ترجمه کتاب نیز بسیار خوب و روان هست.

-- این کتاب به شماره "ش-د ۵۳۲" در کتابخانه قائمیه موجود است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/24ساعت 20:12  توسط عباس رسول زاده  | 

خودتان بگویید کدامیک از تصاویر شکوه و یا سرشکستگی اند؟؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/22ساعت 0:56  توسط عباس رسول زاده  | 

d8afdaa9d8aad8b1-d981d8a7d8b7d985db8c"بر فرض که صدای ما را خفه کنند. در تاریخ و در پرونده باقی خواهد ماند و فردای روشن ممکن است مورد استفاده نسل های آینده و همین نسل قرار گیرد. هرگز زیر بار این نمی روم که طلب عفو و بخشش کنم" ۱۹ آبان ۱۳۳۳

بزرگمرد را روی برانکارد می آورند. تب ۴۰ درجه و زخمها امانش را بریده است. در پی دادگاه غیر علنی او را به اعدام محکوم کرده اند. تنها عضو جبهه ملی که باید کشته شود. پسر سیف العلما باید در ۳۷ سالگی بمیرد تا مرگ سرخ را معنا کند. تا چراغ راه شود. شاید آن لحظه که وارد" بازی مرگ" شد تمام این صحنه ها را پیش بینی می کرد. آنجا که گلوله ی عضو ۱۶ ساله ی فدائیان اسلام او را به خاک غلتاند و یا آن لحظه که شعبان جعفری با کارد به استقبالش آمد و حسین و خواهرش را به ۱۳ ضربه مهمان کرد. مگر می شد مخالفانش سر مقاله های باختر امروز را فراموش کنند؟ مگر می شد طنین فریاد هایش را در بهارستان نشنید؟ مگر می شد تلگراف او به سفیر ایران در بغداد را فراموش کنند ؟
که گفته بود: شاه را دستگیر کنید!! مگر می شد مقاله ی : یا مرگ یا آزادی را از یاد ببرند؟...

تیمسار آزموده (دادستان دادگاه فاطمی و مصدق) گفت: تقاضایی نداری؟ دکتر گفت: می خواهم دکتر مصدق را ببینم. آزموده با خشم و غضب در جواب گفت: باز هم دست از سر او برنمی داری؟ فقط می توانی دکتر شایگان و مهندس رضوی را ببینی. و ادامه داد: تو که می گفتی از مرگ باکی نداری پس بلند شو. دکتر جواب داد مرگ حق است آن هم مرگ بدین پر افتخاری. افسوس که نای حرکت ندارم. دکتر فاطمی انگار که بر بالکن ساختمان بهارستان ایستاده؛ خطاب به افسران و سربازان گفت: "من دیگر در این لحظات در مقام تظاهر نیستم و به مرگ خود یقین دارم. آنچه می گویم از روی حقیقت است. ما از نهضتی به پیشوایی دکتر مصدق حکایت کردیم که هیچ قصد و غرضی جز استقلال و عزت مملکت نداشت. من برای این کشته میشوم که اولین اقدامم در وزارت بستن سفارتخانه و قطع رابطه با انگلستان بود. هیچ مایوس نیستم. از هر قطره خون من هزاران نهال می روید."
من می میرم که نسل جوان ایران از این مرگ درس عبرت گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کرده نگذارد جاسوسان اجنبی بر این کشور حکومت نمایند."

وقتی دکتر شایگان و مهندس رضوی با دیدگان اشکبار وارد محوطه شدند چشم سربازان از اثر سخنرانی دکتر خیس بود. آن دو خود را روی برانکارد دکتر فاطمی انداختند و فقط گریستند. دقایقی بعد صدای آزموده در فضا پیچید: برانکارد لازم نیست. خودش می آید. دکتر فاطمی بلند شد اما افتاد. دو سرباز زیر بازویش را گرفتند و او را به قتلگاه بردند. دکتر فریاد زد: بسم الله الرحمن الرحیم. پاینده باد ایران. زنده باد دکتر محمد مصدق...
صدای رگبار در فضا پیچید...ستاره ای در آسمان نبود.... منبع

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/18ساعت 0:8  توسط عباس رسول زاده  | 

مدت ها بود کسی را به خاطر نمی آوردو اکنون خود به خاطره ها پیوست.حسین صبحدل که نامش قرین نغمه ای آسمانی بود اکنون از زمین کوچ کرده و در سرای آسمانی رحل اقامت افکنده است .اذان او از اذان مرحوم موذن زاده چیزی کم نداشت.در این نوشته ی کوتاه قصد ندارم در باره او بنویسم که این کار من نیست.اما رفتن او سوالی همیشگی را در خاطرم زنده میکند.در کشوری که بیش از سی سال است با حکومت دینی(یا بهتر است بگویم دین حکومتی) اداره میشود چرا حتی یک اثر شاخص در زمینه ی موسیقی مذهبی ساخته نشده است.از اذان موذن زاده  و مناجات های مرحوم ذبیحی تا ربنای شجریان همگی در دوره قبل از انقلاب ساخته شده اند یا ریشه در آن ایام دارند.چگونه است از دورانی که طاغوت و ظلماتش نامیده اند چنان صداهای مشعشع و آثار درخشانی به گوش می رسد ولی در روزگار پس از انفجار نور حتی دریغ از کورسویی در هفت آسمان؟ آیا جای اندیشناکی فراوان نیست؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/14ساعت 13:10  توسط محمود فرزين  | 

گويى ميدان جنگ است، نزاع اموى و علوى راه انداخته‌اند تا ايرانى را در برابر ايرانى قرار دهند. خود را علوى مى‌خوانند و ديگران را اموى تا در دور باطل سفيد و سياه، عده‌اى از هموطنان‌شان را دشمن بخوانند. اگر مرحوم شريعتى سال‌ها قبل شيعيان را به صفوى و علوى تقسيم کرد، اما اينها پا را فراتر

گذاشته‌اند و بخشى از جمعيت شيعه کشور را مخالف سلوک و رفتار ائمه معرفى مى‌کنند. اگر معلم انقلاب، شيعيان را به دو دسته طرفداران و مخالفان وضع موجود تفکيک کرد تا تفاوت شيعه محافظه‌کار و انقلابى مشخص شود، لااقل براى آن سنديتى در تاريخ بود. چرا که يکى سياسى بود و اهل قيام و ديگرى تقيه مى‌کرد و حتى به مصلحت نقش وليعهدى عباسيان را برعهده مى‌گرفت. اما اينها نه منطق‌شان روشن است و نه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت 20:15  توسط محمود فرزين  | 

به عقیده پریسا، امروز هنرمندان ایرانی با چنگ و دندان دارند موسیقی سنتی ایران را حفظ می‌کنند

------------

"پریسا" (فاطمه واعظی)، خواننده نامدار ایرانی، جمعه‌شب (30 اکتبر)، در "جشنواره بین‌المللی موسیقی عرفانی" در سالن بزرگ مرکز کنسرت شهر اپسالا در سوئد برای ایرانی‌ها و سوئدی‌های علاقه‌مند به آواز سنتی ایران هنرنمایی کرد

این هنرمند معتقد است که "موسیقی ایرانی موسیقی جهانی است چراکه عرفان مستتر در آن، مسئله‌ای جهانی است." 

سایت پریسا  ----   -- رسول زاده --


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/10ساعت 23:38  توسط عباس رسول زاده  | 

انتقادات محمود وحیدنیا(دانشجوی المپیادی) در دیدار نخبگان با رهبری:

صدایش از آن‌جا به گوش رهبر نمی‌رسید؛ پشت تریبون آمد و پس از معرفی خود، سخنانش را آغاز كرد. اما حرف‌های وی، رنگ و بوی دیگری داشت. او از عملكرد صدا و سیما پیرامون حوادث اخیر انتقاد كرد و با بیان مثالی پرسید:

آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از كشور و جهان ارائه می‌دهد یا تصویری غیرواقعی و كاریكاتورگونه؟

آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازه‌ی دفاع از خودشان را می‌دهد؟ عقایدی كه به‌خصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار می‌گیرد؟آیا صدا سیمای ما نقل‌قولی كه از افراد می‌كند و یا رویدادهایی كه روایت می‌كند، وفادارانه و منصفانه است؟   

                             متن کامل در :سایت تابناک

نقل قولی دیگر از این جلسه در :وبلاگ جنبش سبز آران و بیدگل

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/08ساعت 10:51  توسط محمود فرزين  | 

رویدادهای بعد از انتخابات ۲۲خرداد و ظهور جنبش دموکراسی خواهی در میان اهل فرهنگ و هنر واکنشهای بسیاری در پی داشت که عمدتا به حمایت این گروه از جنبش سبز منتهی شده و می شود.بزرگانی چون محمود دولت آبادی ـ شمس لنگرودی ـ شفیعی کدکنی ـ محسن مخملباف ـ مجید مجیدی ـ جعفر پناهی ـ فرهاد فخرالدینی ـ شهرام ناظری و....تنها چند نام از این حلقه ی گسترده اند.در میان اهل موسیقی اگر چه کار شاخص را استاد شجریان با «زبان آتش» انجام داد اما پس از او چند آهنگ سبز دیگرساخته شد که دو اثر به نامهای «آزادی »و «ایرانیان» از ساخته های پیمان سلطانی از این جمله اند.این دو اثر نیز چون ساخته استاد شجریان بر روی شعر نو ساخته شده اند وتنظیم زیبا و اجرای خوب خواننده به زیبایی آن افزوده است.اگر این دو آهنگ را تا کنون نشنیده اید به شما توصیه میکنم حتما بشنوید .اگر چه مدتی ست از زمان عرضه آن در دنیای وب میگذرد ولی خود این آهنگ ها دچار مرور زمان به آن شکل مرسومش نمی شوند:

۱- دانلود «آزادی» ساخته پیمان سلطانی:

Azadi-byPeymanSoltani.mp3

۲- دانلود« ایرانیان» ساخته پیمان سلطانی:Iranian_byPeymanSoltani.mp3

شعر آهنگ «آزادی»:     

   ما کشته می‏شویم، ما زنده می‏شویم،

                                 ما از برای کشته شدن زنده می‏شویم......

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 11:14  توسط محمود فرزين  |