نمی توانم
بر خلاف عده ای از دوستان وبلاگ نویس که بعد از قضایای انتخابات شروع کرده اند به نوشتن از گل و بلبل وستاره و...من هنوز نتوانسته ام از این کابوس رهایی پیدا کنم و هر جور که قلم را میچرخانم ناخودآگاه به این سو میروم.نمونه اش هم همین نوشته که نا خواسته مرا به این وادی کشانید و با کمی تا قسمتی سانسور می خوانید:
پرنده ها تو شهر ما غریبن
خو کرده ایم به اینهمه مترسک
گنجشکِ رو شاخه به طعنه می گفت:
آدما رو ببین همه مترسک
**
عادت دار یم به تیرگی به ظلمت
چشمامونو به روشنی می بندیم
یه عالمه غم توی سینه مونه
داریم به حال و روز هم می خندیم
**
آسمونو دارن می دُزدن از ما
روی زمین دارَن حصار می بندن
به اسم دین به نام خاک و میهن
هزار و یک حیله به کار می بندن
**
اندیشه رو دارن میگیرن از ما
قبیله مو ن داره یه گلّه میشه
به ما میگن:یه مشتِ خار و خاشاک
بد جوری تیشه می زنن به ریشه
**
دوباره کوچه ها پر از سکوتِ
پنجره ها دوباره بسته میشن
دوباره پشت میله های زندان
دست و قلم هایی شکسته میشن
**
تا کی باید که بی بهار بمونیم
تا کی باید کویر تشنه باشیم
تا کی باید از سایه مون بترسیم
تو وحشت از تیغۀ دشنه باشیم
**
کاری کنیم شکوفه ها نخُشکن
با هم دیگه بهارو پس بگیریم
اگه نمی تونیم پرنده باشیم
کاری کنیم که تو قفس نمیریم
|
+|
نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 18:37  توسط محمود فرزين
|
نامه ای دیگر
بخشهایی از نامه عبدالعلی بازرگان به آیت الله خامنه ای:
اگر از خاطر نبرده باشید،۵۶ سال قبل در بیدادگاه نظامی شاه، وقتی
مرحوم طالقانی و سایر سران نهضت آزادی محاکمه میشدند، مهندس بازرگان پس
از دریافت محکومیت ده ساله خود خطاب به تیمسار"قره باقی" رئیس دادگاه گفت:
ما
آخرین گروهی هستیم که با زبان قانون وبه شیوه مسالمت آمیز با شما سخن
میگوئیم. با محکوم کردن ما ملت خاموش نمی شود بلکه با زبان دیگری با شما
سخن خواهد گفت.
ده سال بعد حرکتهای چریکی درجنگلهای "سیاهکل" و عملیات مسلحانه شهری......
متن کامل این نامه را در اینجا بخوانید.
|
+|
نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 12:56  توسط محمود فرزين
|
امید
بهویژه با جوانان میگویم که اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینههای خود محافظت کنید
: رسول زاده
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 23:41  توسط محمود فرزين
|
دیگه شعر نمی خونیم
جلسه نقد ادبی بیدگل با درهای بسته رو به رو شد.
این تازه از نتایج سحر است باش تا صبح دولتت بدمد
رسول زاده
|
+|
نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 23:35  توسط محمود فرزين
|
دیدی چه کردند؟
|
+|
نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 20:14  توسط محمود فرزين
|
مرگ مایکل جکسون
«
مایکل جکسون» سلطان پاپ دنياي موسيقي در 50 سالگي درگذشت.روز پنجشنبه گذشته مايكل جكسون در وضعيت ايست قلبي به بيمارستان لس آنجلس رسانده شده است اما اعلام دقيق علت مرگ او نياز به بررسي بيشتر دارد و قرار است امروز يك كالبدشكافي بروي جسد وي انجام گيرد.

جكسون از مدتي قبل در منزل خود بيمار بود و وضعيت جسمانياش مطلوب نبوده است وازحضور يك پيراپزشك بهره ميبرد.موسيقيهاي مايكل جكسون در حاشيه صوتي برخي از فيلمهاي سينمايي استفاده شده است كه از جمله آنها ميتوان به فيلم «wiz» اشاره كرد.
مايكل جكسون ايفاگر نقشهاي كوتاهي در آثارسينمايي از جمله «مردان در تاريكي 2» و ويدئوهاي «دلهره»، «بد» و «پيادهروي ماه» بوده است.
آلبوم هاي مايكل جكسون در طول حياتاش فروشي بالغ بر 750 ميليون دلار داشته است.
|
+|
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 20:59  توسط محمود فرزين
|
چراغها را روشن نگه داريم
هست شب
يك شب دم كرده و خاك
رنگ رخ باخته است
باد - نو باوه ي
ابر - از بر كوه
سوي من تاخته است
هست شب
همچو ورم كرده تني گرم در
استاده هوا
هم ازين روست نمي بيند
اگر گمشده يي راهش را
با تنش
گرم،بيابان دراز
مرده را ماند در گورش تنگ
به دل سوخته من ماند
به تنم
خسته
كه مي سوزد از هيبت تب
هست شب . آري شب "
—
نیما یوشیج
دانلود موسيقي
هست شب.mp3
رسول زاده
|
+|
نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 15:2  توسط محمود فرزين
|
نامه سرگشاده مديرعامل خانه سينما به عليرضا سجادپور
محمدمهدي عسگرپور در پي اظهارات عليرضا سجادپور مبني بر سکوت خانه سينما درباره مناقشات اخير در يادداشتي خطاب به سجادپور توضيحاتي را ارائه داد. چندي پيش عليرضا سجادپور در يادداشتي که روي خروجي خبرگزاري دولتي فارس قرار گرفت از هنرمندان خواست با تبريک به احمدي نژاد به آرامش جامعه کمک کنند. سجادپور در يادداشت خود چنين آورده بود؛ «به عنوان يک سينماگر از همکارانم در عرصه هنر سينما انتظار دارم با اعلام حمايت خود از نتيجه انتخابات و تبريک به برنده اين رقابت که منتخب مردم است، در حد توان خود به آرامش جامعه کمک کرده و الگويي براي ديگران باشند.» انتقادات سجادپور همين جا پايان نيافت. او روز دوشنبه بار ديگر در گفت وگو با خبرگزاري دولتي فارس از هنرمندان انتقاد کرد و نوک پيکان حمله اش را سمت خانه سينما گرفت.
سجادپور در مصاحبه اش با فارس چنين گفت؛ «خانه سينما بايد رسماً اعلام کند که هيچ کدام از هنرمندانش ربطي به اين آشوب ها ندارند و اگر کسي با رسانه هاي خارجي صحبت کرده، او را از اين صنف اخراج کند. من علت سکوت عجيب و مرگ آور در خانه سينما را نمي فهمم.» اين سخنان خانه سينما را که سياست سکوت را در روزهاي اخير در پيش گرفته بود به واکنش واداشت و مديرعامل خانه سينما نامه يي را خطاب به عليرضا سجادپور منتشر کرد. عسگرپور عليرضا سجادپور را با عنوان دوست قديمي مورد خطاب قرار داده و نامه اش را اين گونه آغاز کرده است؛ «نظر همکارانم در خانه سينما اين بود که در ايام جاري که همه ما موظف به کاهش تنش ها، ايجاد آرامش، رفع خشونت و دعوت به قانون گرايي هستيم، پاسخي به تحريکات جنابعالي و ديگر هم راي هايتان داده نشود ولي چه کنم که چندان صبور نيستم به خصوص در هنگامي که احساس کنم بي انصافي و بي تقوايي از خط متعارفش گذشته باشد.»به گزارش مهر او در ادامه نامه اش به شناخت همکاران از منافع يکديگر اشاره کرده و چنين مي نويسد؛ «به صورت طبيعي شناخت خانواده سينما و تلويزيون از همکاران شان بسيار متفاوت از شناخت عوامل خارج از اين محدوده نسبت به اين خانواده است، به طور مثال اگر کسي راجع به سوء يا حسن مديريت فرهنگي اظهارنظر کند به طور نسبي همه همکاران مي فهمند که خاستگاه اين سخنان چيست. آيا منافع فردي دليل اصلي بوده يا منافع جمعي؟ آيا احساس وظيفه ديني يا ملي باعث اظهارنظر شده يا احياناً چيز ديگري؟ در حالي که افراد بيرون از دايره ممکن است به اشتباه بيفتند و مثلاً اغراض شخصي را عين غيرت ديني تلقي کنند يا گفتار اخلاقي را شعار بدانند.» مديرعامل خانه سينما درباره سکوت اين نهاد صنفي هم توضيحاتي را ارائه مي کند؛ «آقاي سجادپور، «سکوت مرگبار خانه سينما» به همان ميزان عدم سکوتش هم مي تواند براي امثال شما نفع داشته باشد چرا که اظهارنظرش مي تواند در دوره تفتيش عقايدي که بناي راه اندازي آن را داريد باعث ويراني اش شود و سکوتش هم مي تواند انگيزه شما و همکاران تان را در راه اندازي پادگان سينما به جاي خانه سينما بيشتر کند، چون فتح فيزيکي خانه سينما چندان دشوار نيست. البته بايد يادآوري کنم که خانه سينما در راستاي اساسنامه خود مورخ 17/1/88 يعني بيش از دو ماه پيش از تاريخ انتخابات مطالبات صنفي خود را از تمامي نامزدهاي رياست جمهوري در قالب هفت پرسش کاملاً حرفه يي و صنفي مطرح ساخت که به جز يک نامزد هيچ کدام پاسخ ندادند. در مناظره هاي تلويزيوني نيز به خوبي عيان شد که دست کم فرهنگ اولويت اول و دوم برنامه هاي آنان نيست و البته که هنرمندان سينمايي در کنار هر چهار کانديداي رياست جمهوري حضور داشتند و بر اساس حق شهروندي شان در بحبوحه انتخابات فعال و جريان ساز بودند.» عسگرپور ادبيات سجادپور را به ادبيات نظامي تشبيه کرد و در ادامه چنين نوشت؛ «اينجانب به عنوان کسي که بيش از 25 سال سابقه کار اجرايي دارم مي گويم که نگران نباشيد، بودجه هاي صدا و سيما و ارشاد در انتظار و در اختيار شما و دوستان تان خواهد بود و نيازي به پوشاندن اين نيت تحت لواي مقدسات و ارکان جمهوري اسلامي ايران نيست. پس بگذاريد دست کم شما را کمتر سياسي و بيشتر فرهنگي بدانند.» مديرعامل خانه سينما در بخشي از نامه اش چنين آورده است؛ «اين را هم بدانيد که با شيوه تفتيش عقايد آن هم پس از عزم عمومي براي آرامش بخشي فقط در کوتاه مدت، تکرار مي کنم در کوتاه مدت، موفق به حذف هنرمندان برجسته و جايگزين کردن دوستان کم هنر خواهيد شد. يعني همان نقشه يي که سال ها در سر شما و دوستان تان بود اما زمينه اجرايش فراهم نشده بود و حتماً در تاريخ از شما همان گونه ياد مي شود که از مک کارتي و ليست سياه معروفش.» او با اشاره به انتخابات 22 خرداد مي نويسد؛ «من قوياً معتقدم انتخابات پرشکوه 22 خرداد به رغم فضاي تلخ پس از آن حسن بزرگي براي کشورمان داشت و آن پيدا شدن فرصت استثنايي براي بيان مکنونات قلبي خيلي ها بود. فرصتي که کشف بزرگي را در پي خواهد داشت. بدون شک ادبيات شما بايد با چهار سال پيش متفاوت باشد چرا که اکنون فرصت بيان شفافً خودً واقعي آدم ها فراهم شده است و لابد چقدر سخت بوده پنهان کردن اين مکنونات در سال هاي ماضي.» محمدمهدي عسگرپور نامه اش را چنين پايان برده است؛ «تندبادهاي سياست زودگذرند. بر اهل فرهنگ فرض است چنان در بسط خردورزي بکوشند تا در فرصت هاي کوتاهي چون انتخابات شور بر خرد پيشي نگيرد. در آخر يادآوري و تاکيد مي کنم من و شما بايد تلاش مان در جهت ايجاد آرامش و گسترش حلاوت آن باشد و بدانيم که پروژه کهنه تفتيش عقايد با آموزه هاي ديني هيچ سازگاري و همخواني ندارد.»
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 10:26  توسط محمود فرزين
|
اگر بی بی سی نبود
ساختن یک دشمن خارجی از نوع شیطان بزرگ یا کوچک یا متوسط کاری ست که سران کشورمان در سالهای دور و نزدیک در مواجهه با مخالفت های داخلی به دفعات انجام داده اند.این بار نیز در پی اعتراضات مردمی بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری،انگلیس را به عنوان شیطان بزرگ این جریان خودجوش مردمی معرفی کردند.حتی در خطبه های نمازجمعه نیز شعار مرگ بر انگلیس بیش از دیگر شعارها تمرین و انجام شد.در این میان رادیو و تلویزیون بی بی سی به عنوان نماد این کشور استعمارگر مورد حمله قرار داشتند و سرانجام هم خبرنگار این شبکه از کشور اخراج شد.حداد عادل هم در گفتگوی خبری با شبکۀ دو با انتساب این حرکت ها به انگلیس سعی داشت بار دیگر قضیۀ دخالت بیگانگان را پر رنگ کند.حال آنکه بسیاری از ایرانیان (از جمله خود من)به دلیل سانسور خبری و دروغ پردازی های فراوان سیمای ضرغامی(لاریجانی سابق) به رسانه هایی چون رادیو فردا،بی بی سی،صدای آمریکا و..... که الحق کمتر از رسانۀ ملی خودمان دروغ میگویند روی آورده ایم.مطلب دیگر آنکه در سالهای انقلاب پنجاه و هفت محمد رضا شاه هم از رادیو بی بی سی به دلیل انعکاس وقایع ایران از این بنگاه سخن پراکنی بسیار گله مند بود و انگلیس را حامی روحانیون و مردم مبارز ایران می دانست.هم اکنون نیز اگر از نسلی که انفلاب کردند بپرسید بسیاری خواهند گفت: اگر بی بی سی نبود انقلاب نمی شد.آیا می توان نتیجه گرفت انقلاب ایران هم کار انگلیسی ها بود
|
+|
نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 11:22  توسط محمود فرزين
|
محمدرضا شجریان در میان تجمع سبز
دوعکس از استاد شجریان مربوط به عصر دیروز ۲۶ خرداد ۸۸، چهارراه پارکوی که کانون اصلی تجمع چندین هزار نفری سبز و آرام دیروز بود و چند تصویر دیگر در این رابطه از سایت یاری نیوز
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 18:18  توسط محمود فرزين
|
پایان جمهوری
برای: جوانان...
دوستی زنگ زد. صدایش می لرزید. بغضش ترکید. نتوانست رسا حرف بزند. اصرار داشت در یک جمله بگویم در ایران، در وطنمان چه اتفاقی افتاده است؟. گفتم، رهبری معظم تصمیم گرفتند حکومت اسلامی را جایگزین جمهوری اسلامی کنند. همه ما باید در این جشن فرخنده شرکت کنیم و از ژرفای دل و دیده شادمان باشیم..
این جوانانی که در خیابان های تهران و شهرستان ها کتک می خورند. با چهره های خونین بهت زده نگاه می کنند. آقای موسوی و کروبی و روحانیون مبارز که بیانیه می دهند ، گمان می کنند، می شود از جمهوریت نظام و رای ملت حمایت کرد. برای من مثل روز روشن است که 22 خرداد 1388 چهار ماه پس از سی سالگی انقلاب، عصر جمهوری در کشور ما به پایان رسید و آقای احمدی نژاد با تنفیذ ولایت مطلقه امر، آراء لازم را احراز کرد و پیروز شد. این پیروزی مبارک باد... البته هیچ جشنی بدون قربانی نمی شودو هر چقدر جشن بزرگتر باشد
قربانیان هم بزرگتر خواهند بود...
22 بهمن آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بود و 22 خرداد ابتدای حکومت اسلامی...
سی سال عد د تامل انگیزی است. هم در تاریخ اسلام و هم در تاریخ انقلاب ، امام خمینی هم به سی سال اشاره کرده اند...
در عصر حکومت اسلامی که با مانور اقتدار پلیس و نیروهای امنیتی آغاز شد؛ رای و صندوق رای با صندوق کاغذ باطله چه تفاوتی دارد...
دوستم صدای گریه اش بلند شد. تلخ گریست.
سیدعطاءالله مهاجرانی
|
+|
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 22:2  توسط محمود فرزين
|
قدرت
رییس جمهور کنونی کشور که دیروز در جشن پیروزی هوادرانش سخن می گفت،هم اکنون تنها کسی ست که در ایران سخن راست میگوید(چون همه به جز او دروغگو هستند) و رجز میخواند.هر چند حداقل نیمی از ساکنین پایتخت او را رییس جمهور خود نمی دانند.هم اکنون ساختار قدرت در ایران وارد مرحلۀ جدید و پیچیده تری شده است و گروهی که نماد آنان رییس جمهور است سعی دارند تمامی ارکان قدرت را به چنگ آورند و این کار را با حمله به هاشمی رفسنجانی شروع کرده اند و از سکوت معنا دار رهبری نیز بهره می برند.این عده برای دستیابی به اهداف خود در تمامی چند سال گذشته برنامه ریزی های دقیقی کرده اند و برای این کار مهره ای مناسب تر از رییس جمهور نیافته و نخواهند یافت کسی که به قول محسن مخملباف از بهترین بازیگران دنیاست. گروه تمامیت خواه که از قدرت نظامی کشور نیز بهره می برند با آگاهی از قواعد سیاسی البته هیچ پروایی از بکارگیری قواعد کثیف و رسیدن به هدف به هر قیمتی نیز واهمه ای ندارند. باید دید این روند که تغییرات جهانی و کشمکش های معترضین به انتخابات را نیز در کنار دارد به کجا می انجامد وادامۀ این روند در ماهها ی آینده چگونه خواهد بود.آیا انان همۀ دنیا را با زور به بهشت خواهند برد؟
|
+|
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 20:22  توسط محمود فرزين
|
| سلام حال همگی ما خوب است اما تو باور نکن |
۱ - همیشه سبز می خشکد همیشه ساده می بازد
همیشه لشکر اندوه به قلب ساده می تازد
۲ - سبز سبزم ریشه دارم
۳- میتوان خورشیدرا برای روزها و حتی سالها پشت ابر پنهان کرد حتی میتوان همه چشم ها را کور کرد تا خورشید را نبینند اما خورشید را نمی توان انکار کرد.
|
+|
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 16:4  توسط محمود فرزين
|
اعتراض
سیدمهدی شجاعی نویسنده و هنرمند بنام و چهره ماندگار ادبیات، طی نامه سرگشادهای خطاب به دکتر محمود احمدینژاد، به نوع رفتارها و مواجهه وی با مسائل و افراد کشور انتفاد و اعتراض کرد. متن کامل نامه سيد مهدی شجاعی چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای رئیس جمهور !
سلام ! سلامی سرشار از تالم و تاثر و ابهام و استفهام

رفتار و گفتار شما در روزهای اخیر به خصوص در جلسه مناظره با آقای میرحسین موسوی ، بنده را عمیقا دچار تعجب و تاثر کرد آنچنان که احساس وظیفه کردم چند نکته را به عرضتان برسانم :
۱- این قلم نه وامدار دولت های پیشین است و نه مدافعشان . و چون وامدار دولت شما هم نیست ،می تواند درکمال صراحت و آزادگی با شما سخن بگوید . بنده نه تنها بروز تخلفات عدیده در دولت های گذشته را انکار نمی کنم که خود نسبت به آنها انتقادات فراوانی - در زمان اقتدارشان ! - داشته ام . که گواه آن بعد از خدا و مردم و غیر از وجوه شفاهی و حضوری ، مکتوباتی است که در قالب کتاب و مطبوعه به جا مانده است ( و کاش شما هم گوشه ای از این انتقادات را در زمان اقتدار دیگران بیان می فرمودید . برای تصحیح مسیر و سبک سازی بار مردم نه سنگین ساختن کفه آراءتان در انتخابات درحالی که از آن دوره ها جز تائید و تعریف و تمجید چیزدیگری از شما برجا نمانده )
۲- نگرانی و دغدغه من که باعث و بانی نگارش این نامه شده است مخدوش شدن اصول و ارزشهایی است که حفظشان در تمام این سالها ، دغدغه همه ما بوده است .
دغدغه من ،کودکان و نوجوانان و جوانانی هستندکه اخلاق و روش و منش ما را سرمشق رفتار و گفتار خود قرار می دهند و از عملکرد مخلصانه و صادقانه ، درس اخلاق و صداقت می گیرند و از غیر آن درس غیر آن .
نگرانی من پدید آمدن این تعریف یا تلقی در ذهن مردم و بخصوص جوانتر هاست که برای بدست آوردن مقام و قدرت و موقعیت یا حفظ آن - گیرم به قصد خدمت - توسل به هر شیوه ای مجاز است ، حتی ارتکاب کبائری مثل دروغ و تهمت و هتک حرمت و حیثیت .
هیچ فکرکرده ایم که ترویج این تعریف یا توجیه این تلقی ، چه نیازهایی از ارزش و اخلاق و معنویت را متزلزل خواهد ساخت ؟ و چه سنت های سیئه ای را بنیان خواهد گذاشت !؟
هیچ فکر کرده ایم که وقتی این تلقی نسبت به بالاترین سطح اجرایی پدید بیاید امواج آن در سطوح بعدی چه وسعتی خواهد یافت و چه تاثیرات مخربی بر جا خواهد گذاشت !؟ و اصلا نیازی به صبر کردن برای آینده نیست . همین حالا
ظهور این امواج و گسترش آن و تخریب ناشی از آن به روشنی قابل رویت است .
حتما ملاحظه می فرمائید که حامیان و طرفدارن شما چه تهمت های ناروا و تعابیر زشت و ناپسندی را به مخالفین خود نسبت می دهند . الفاظ وعباراتی که مولایمان امیر المومنین علیه السلام به کار بردنشان را حتی در مورد دشمنان اسلام نهی می فرمودند ، به راحتی در مورد بندگان مومن ، نجیب و صالح خدا به کار برده می شوند . آبروی افراد مومن که در فرهنگ و معارف دینی ما ، بیش از خون و جانشان حرمت و قداست دارد ، به راحتی ملعبه دست کسانی شده که خود را در خیمه گاه اسلام و تشیع ، متولی می شمارند .
من معتقدم که هیچکس را به گناه حامیانش نباید گرفت و تخلفات حمایتگران یک فرد را نباید اسباب تخطئه آن فرد قرار داد . همان اتفاقی که متاسفانه در مناظره شما با آقای مهندس موسوی افتاد . ولی حداقل توقع و انتظار، این است که شما مخالفتتان را با رفتار و گفتاری از این دست ، اعلان کنید . همان کاری که در مورد سوء استفاده از بیت المال و بودجه های دولتی برای تبلیغ در انتخابات کردید و بر همگان معلوم ساختید که مهر تائیدتان را پای این تخلفات آشکار نمی گذارید و عده ای هم به هر حال مخالفت یا عدم تائید شما را باور کردند .
۳3- ریاست جمهوری درنظام جمهوری اسلامی ایران ، صرفا یک جایگاه یا موقعیت سیاسی ومحصولی برد و باخت در بازی حزبی و جناحی نیست .
این جایگاه در حقیقت ، تجلی گاه اصول و آرمانها وارزشهای مردم مومن و نجیب و متدین ماست . این منصب و محراب ، نماد مقدسی است که باید همه فضائل اخلاقی و ارزشهای معنوی و صفات عالیه انسانی و کمالات مردم ما را به نمایش بگذارد . به نظر شما اینگونه برخوردها و رفتارها می تواند منش و شخصیت و فضائل اخلاقی مردم ما را نمایندگی کند؟!
۴- اگر رفتار و عملکرد دولت شما طی چهار سال گذشته حقیقت و حقانیت مطلق بود و دیگران باطل محض ، باز این شیوه های برخورد ، پسندیده نبود . در حالی که نه شما چنین ادعایی دارید و نه هیچکس جز مقام معصوم می تواند چنین جایگاهی داشته باشد مضاف بر این که مشکلات و کاستی ها و تخلفات این چهارساله اخیر هم کم نبوده است . بخصوص فرهنگ و هنرکه من نسبت به آن اشراف نسبی داشته ام ، عملکرد این دوره را به هیچ وجه قابل دفاع نمی بینم . این که شما هم اکنون از اهالی ریشه دار خطه فرهنگ و هنر کمتر کسی را در اطراف اردوگاه خود می بینید ، دلیلش گرایشات جناحی و سیاسی نیست . دلیلش بها ندادن به مقوله فرهنگ و هنر است و سپردن کارهایی بزرگ این عرصه به افراد کوچک .
و از سوی دیگر ، این که علیرغم تعطیلی نسبی فرهنگ و هنر درسالهای اخیر و همزمان ، ارائه آمارهای موهوم و گزارش های بی مبنا ، شاهد سکوت نویسندگان و هنرمندان و دلسوز و اهل درد بودید ،دلیلش صرفا حرمتی است که اهالی فرهنگ و ادب و هنر برای رای دهندگان چهارسال پیش ، و تنفیذکننده این رای به ریاست محترم جمهور قائل بوده اند ، حرمتی که توقع می رفت از سوی شما نیزنسبت به گذشتگان پاسداری شود .
۵- این هجمه بی مهابا و همه جانبه به تمامی بیست و شش سال گذشته ، مفاهیمی را همراه خود می آورد و مضامینی را در ذات خود می پرورد که هیچ راه گریزی از تبعات طبیعی و توالی منفی اش باقی نمی گذارد .
وقتی که ما محصول رای و نظر دهها میلیون انسان شریف و آگاه در دوره های پیشین رای گیری و انتخابات ریاست جمهوری را تخطئه کنیم و مردم را تلویحا به بلاهت و نادانی متهم سازیم ، چگونه می توانیم آنان را مجدد به پای صندوق های رای دعوت کنیم !؟ وقتی که ما احکام و تائیدات و تنفیذات امام راحل و مقام معظم رهبری را تلویحا زیر سوال ببریم ، و در باورهای محکم مردم نسبت به سکانداران کشتی کشور و نظام و انقلاب ، رخنه ایجاد کنیم ، در طوفانهای پیش رو لنگر مطمئنی را برای مردم باقی می گذاریم !؟
اگر نتیجه این تخریب ها و هتک حرمت ها ، نیل به آرا ء بیشتر بود ، می گفتم ؛ به چه قیمتی !؟
اگر نتیجه اش جایگزینی یکی به جای همه بود ، سوال می کردم : به چه حجتی !؟
ولی می دانیم و می دانید که چنین نیست . شان و جایگاهی که مردم ما برای اخلاق و نجابت و مظلومیت قائلند همه قواعد و مناسبات دیگر را تحت الشعاع قرار می دهد . این شاخص های معنوی و معیارهای اخلاقی را نباید از مردم گرفت .
فراموش نکنیم که همین شاخصه مردم یا همین تلقی مردم از شما ، در دوره قبل باعث پیروزی شما در انتخابات شد .
درپایان آرزو می کنم این عرایضی که از سر اخلاص و دردمندی تقدیم محضرتان شد ، به گوش اخلاص شنیده شود و التهابات و کشمکش های سیاسی و جناحی بر آن سایه نیندازد .
خداوند همه ما را به وظایفمان آشنا و در انجامشان موفق گرداند .
منبع:سایت هنرمندان حامی موسوی tanafos.ir
-------------------- چند مطلب مرتبط:
نگران نباشید :(مسعود بهنود)
ای کورسگ :(حیدر عنایتی)
امپراتور دروغ :(گنگ خواب دیده)
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 8:28  توسط محمود فرزين
|
شاید بفهمی....
آقای رییس جمهور هفته ای دیگر که بگذرد و این هیاهوهای پوچ به پایان برسد به گمانم بیش از امروز که در حال لجن پراکنی هستی وقت و حوصله داشته باشی.احتمالا کار زیادی هم بعد از روز بیست و دوم خرداد نداشته باشی.بنا براین دو توصیه به شما دارم.روزی صد مرتبه با خط خوبت بنویس:
ادب مرد به ز دولت اوست
و روزی سه بار هم از روی درس چوپان دروغگو بخوان.اگر قرنی به این کار ادامه بدهی شاید آیین کشورداری در سرزمینی را که روزی کوروش بر آن حکمرانی کرده بفهمی.شاید بفهمی.شاید...
..
|
+|
نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 20:38  توسط محمود فرزين
|
...
ادب مرد به ز دولت اوست

رسول زاده
|
+|
نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 13:55  توسط محمود فرزين
|
ما حق نداریم ...
خدا بیامرزد پدرم را . از آن دسته پدرهایی نبود که بی خیال بچّه هایش باشد.برای راحتی ما همه کار می کرد.نوجوان که بودم وقتی شکایت پدرم را از گران شدن اجناس و بالا رفتن قیمت ها می شنیدم ،بهش میگفتم : بابا، اگر نخرید ارزان میشه.و او جواب میداد:هنوز پدر نشده ای که خیلی چیزها را بفهمی.
سال ها گذشته و من برای راحتی تنها فرزندم جان میکنم.و این قیمت ها گویا با من رقابتی دارند که میخواهند پشت مرا به خاک بمالند. امروز که خسته و شاکی از وضع اقتصادی این روزها به خانه آمدم به یاد شعر « کودکان کوره پزخانه » از سید علی صالحی افتادم:
سال هاست
نان خشکی ها
از محلهی ما نمی گذرند
زیرا از نانِ خالی این همه سفره
چیزی برای پرندگان حتی
باقی نمی ماند،
فقط می ماند بعضی شب ها
که پدر
دستِ خالی به خانه برمی گردد .
هر وقت پدر
دستِ خالی به خانه برمی گردد
من می فهمم
پنهانی دارد با خودش چه می گوید،
همه چیز... همه چیز گران شده است
قند، چای، نان، چراغ، چه کنم، زهرمار ...
همه چیز گران شده است.
و من هر شب آرزو می کنم
ای کاش صمد بهرنگی زنده بود هنوز
هنوز ماهیِ سیاهِ کوچولو
به دریا نرسیده است.
و من هر شب خواب می بینم
دست هایم دارند بزرگ می شوند:
خشت، کوره، آجر
سنگ، بیجه، محمد!
زورم به هیچ کدام نمی رسد
آجرِ همهی برج های جهان
از خواب و خاکسترِ من است
زورم به هیچ کدام نمی رسد
من باید بزرگ شوم
من مجبورم بزرگ شوم.
ما حق نداریم گرسنه شویم
ما حق نداریم حرف بزنیم
ما حق نداریم سرما بخوریم
ما نان نداریم
خانه نداریم
پناه نداریم
شناسنامه نداریم
شب نداریم
روز نداریم
رویا نداریم
اینجا
ما هر چه داشته فروختهایم
جز گنجِ بزرگِ پنهانی
که پدر به آن شرف می گوید
اسمم شرف است
پسر زارعبدالله
از پیادههای پاک دشتِ ورامینام
از پیادههای پاک دشتِ بَم، بامیان، کرج، کوفه، آسیا!
و ما حق نداریم بمیریم
کَفن و دَفنِ درماندگان گران است
مزار و مجلس و گریه گران است
ما اشتباه به دنیا آمدهایم
دنیا
جای دزدانِ بی شرفیست
که پرندگان را برای مٌردن
از قفس آزاد می کنند.
از مجموعه شعر «یوماآنادا ، فاخته باید بخواند ، مهم نیست که نصف شب است.»
* میخواستم در بارۀ «دزدان بی شرف» چند خطی بنویسم؛ولی...........
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 12:55  توسط محمود فرزين
|
کدام درست است؟
۱- با توجه به اینکه آقای محسن رضایی در رادیو ورزش فرمودند:گزارشگر بازی ایران _استرالیا باید بعد از گل خداداد عزیزی باید الله اکبر می گفت، کدام گزینه صحیح است:
الف): تماشاگران از این به بعد به جای کف زدن باید با صلوات تشویق کنند.
ب): بازیکنان تیم ملی فوتبال باید همگی ر یش داشته و سابقۀ جبهه داشته باشند.
ج):سید حسن نصرالله سرمربی تیم ملّی ایران می شود.
د):یکی از مراجع تقلید باید رییس فدراسیون فوتبال شود.
۲- آقای میر حسین موسوی گفته اند با نهضت آزادی نشست و برخاستی ندارم.ایشان باکدام گروه دیگر هم رابطه ای ندارد؟
الف): اتحادیۀ سیب زمینی کاران مستقل
ب):کمیته هواداران کوپن های قدیمی
ج):انجمن کشف فسیل های با سنّ بیست سال به بالا
د):همۀ موارد یا هیچکدام
۳- بر پرده های تبلیغاتی حامیان مردمی احمدی نژادجملۀ «صبح دیگری در راه است »به چشم میخورد.معنی این جمله چیست؟
الف): سپاه و بسیج و... صبح را برایمان می آورند.
ب):شب تیره تری در راه است.
ج):پسر خاله جون چاوز با فک و فامیل در راه ایران است.
د):باز هم سیب زمینی مجّانی در راه است.
۴- با توجه به اینکه آقای لاریجانی گفته اند در انتخابات میخواهیم رییس جمهور انتخاب کنیم نه رهبر را،
کدام گزینه درست است:
الف): ایشان چشم بسته غیب گفته اند.
ب): در بین نامزدها کسی هست که میتواند رهبر هم باشد.
ج): در کشور ما رییس جمهور کاره ای نیست.پس فرقی نمی کند به کی رای بدهید.
د): رییس جمهوری باید مدیریت جهانی بلد باشد نه اینکه کشور را اداره کند.
5- آقای عباس عبدی از مشاورین کروبّی گفته اند:بمب اتمی هم حق مسلم ماست. با توجه به این گفتۀ ایشان کدام گزینه درست است:
الف): ایشان تب بالای چهل و دو درجه داشته اند.
ب): بمب هم مثل اتم استفادۀ صلح آمیز دارد.
ج): منظور ایشان بمب اتمی صلح آمیز بوده است.
د): در جملۀ ذکر شده کلمۀ«ماست » ارزش غذایی بیشتری دارد.
|
+|
نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 11:45  توسط محمود فرزين
|